.

.
نامه ای دیگرنوشتم کاش آن راخوانده باشد
کاش اوهم مثل من،پابند عشقش مانده باشد

نامه ای دیگر نوشتم حرف هایی تازه گفتم
ترس دارم نامه را سربسته برگردانده باشد

یا نه،شاید قلب اورا گرچه ازسنگ است قلبش
واژه ای از واژه های نامه ام لرزانده باشد

یانه شایدچون عروسک دستهای مهربانش
نامه ام را در کنار بالشش خوابانده باشد

یا نه! شاید شعری از من را به آوازی بخواند
لاله های دامنش را شعر من رقصانده باشد

شاید او هم مثل من عاشق شود اما بترسد
نامه ام را دور از چشم پدر سوزانده باشد

شاید این ها جز خیالات من تنها نباشد
نامه ی من روی میز پستچی جا مانده باشد

محمد_حسین_نعمتی
دیدگاه ها (۲)

🌧 نامه‌ای دیگر نوشتم کاش آن را خوانده باشدکاش او هم مثل من، ...

نامه ای دیگر نوشتم کاش آن را خوانده باشدکاش او هم مثل من پاب...

نامه‌ای دیگر نوشتم، کاش آن را خوانده باشدکاش او هم مثلِ من پ...

نامه‌ای دیگر نوشتم، کاش آن را خوانده باشدکاش او هم مثلِ من پ...

نامه‌ای دیگر نوشتم کاش آن را خوانده باشدکاش او هم مثل من، پا...

نامه ای دیگر نوشتم کاش آن را خوانده باشدکاش او هم مثل من پاب...

نامه ای دیگر نوشتم کاش آن را خوانده باشدکاش او هم مثل من پاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط