موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است 

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است 
ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است 

تا شعله در سریم ، پروانه اخگریم 
شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است
دیدگاه ها (۱)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

پارت ششم: تاوانِ بی‌توجهیدو روز از رفتن هانا گذشته بود؛ دو ر...

P31انیا‌ و دامیان‌ راه افتادن و رفتن به جشن وقتی رسیدن کلی د...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۸۱ویو راوی نورا ب...

پارت ۷فردا صبح که از خواب بیدار شدن که نگاه شون افتاد رو هم ...

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

یکم آذر ۱۳۴۷ در روستای شیخ‌حسن از توابع شهر کرج به دنیا آمد،...

اگر از رمان خوشتون نمیاد کافیه فقط بگین😐😐پارت دولونا: چرا آخ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p60صداش پایین‌تر اومده بود، اما هر کلمه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط