سن یاریمین قاصیدیسن ایلن سنه چای دمیشم
سن یاریمین قاصیدیسن ایلن سنه چای دمیشم
خیالینی گندریبدیر بس کی من آخ وای دمیشم
آخ گجه لر یاتمامیشام من سنه لای لای دمیشم
سن یاتالی من گوزومه اولدوزلاری سای دمیشم
هر کس سنه اولدوز دییه اوزوم سنه آی دمیشم
سنن سورا حیاته من شیرین دسه زای دمیشم
هر گوزلدن بیر گول آلیب سن گوزله پای دمیشم
سنین گون تک باتماغیوی آی باتانا تای دمیشم
ایندی یایا قیش دییرم سابیق قیشا یای دمیشم
گه تویووی یاده سالیب من دلی نای نای دمیشم
سونرا گینه یاسه باتیب آغلاری های های دمیشم
عمره سورن من گارا گون آخ دمیشم وای دمیشم
معنی :
(شهریار این شعر رو خطاب به خیال یارش می نویسد که به ذهنش آمده هست)
تو قاصد یارم هستی ، بنشین که برایت چای گفته ام بیارن
خیالش را فرستاده هست از بس که من آخ و وای گفته ام
آه چه شبها که نخوابیده ام و به تو لا لایی گفته ام
وقتی که تو خوابیدی به چشمهایم گفتم که ستاره ها را بشمارد
هر کسی به تو ستاره گفته باشد خودم به تو ماه گفته ام
بعد از تو اگر به زندگی شیرین گفته باشم ، اشتباه گفته ام
از هر زیبا رویی گلی گرفته ام و برای تو جدا کرده ام تا به تو بدهم
غروب مثل خورشید ترا مثل غروب ماه گفته ام
الان به تابستان ، زمستان می گویم
سابق هم به زمستان ، تابستان گفته ام
گاهی عروسیت را به یادم انداختم ، من مثل دیوانه ای آهنگ عروسی خواندم
بعد به غم فرو رفتم ، گریه کردم و های های گفتم
در همه طول عمرم آخ گفته ام وای گفته ام...
خیالینی گندریبدیر بس کی من آخ وای دمیشم
آخ گجه لر یاتمامیشام من سنه لای لای دمیشم
سن یاتالی من گوزومه اولدوزلاری سای دمیشم
هر کس سنه اولدوز دییه اوزوم سنه آی دمیشم
سنن سورا حیاته من شیرین دسه زای دمیشم
هر گوزلدن بیر گول آلیب سن گوزله پای دمیشم
سنین گون تک باتماغیوی آی باتانا تای دمیشم
ایندی یایا قیش دییرم سابیق قیشا یای دمیشم
گه تویووی یاده سالیب من دلی نای نای دمیشم
سونرا گینه یاسه باتیب آغلاری های های دمیشم
عمره سورن من گارا گون آخ دمیشم وای دمیشم
معنی :
(شهریار این شعر رو خطاب به خیال یارش می نویسد که به ذهنش آمده هست)
تو قاصد یارم هستی ، بنشین که برایت چای گفته ام بیارن
خیالش را فرستاده هست از بس که من آخ و وای گفته ام
آه چه شبها که نخوابیده ام و به تو لا لایی گفته ام
وقتی که تو خوابیدی به چشمهایم گفتم که ستاره ها را بشمارد
هر کسی به تو ستاره گفته باشد خودم به تو ماه گفته ام
بعد از تو اگر به زندگی شیرین گفته باشم ، اشتباه گفته ام
از هر زیبا رویی گلی گرفته ام و برای تو جدا کرده ام تا به تو بدهم
غروب مثل خورشید ترا مثل غروب ماه گفته ام
الان به تابستان ، زمستان می گویم
سابق هم به زمستان ، تابستان گفته ام
گاهی عروسیت را به یادم انداختم ، من مثل دیوانه ای آهنگ عروسی خواندم
بعد به غم فرو رفتم ، گریه کردم و های های گفتم
در همه طول عمرم آخ گفته ام وای گفته ام...
- ۴.۰k
- ۱۴ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط