{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم با یک غزل از عشق معنایت کنم

خواستم با یک غزل از عشق معنایت کنم
عاشقانه در سکوت شب تماشایت کنم
خواستم امشب کنار پنجره در نور ماه
در تمام خاطرات کهنه پیدایت کنم
خواستم در سجده گاه معبد چشمان تو
جان فدای آن نگاه مست زیبایت کنم
عطر گلهای تنم بوی خوشی دارد ز تو
خواستم آغوش خود را باغ رویایت کنم
در تنم از نام تو لرزید جان عاشقم
عاقبت با بوسه ای مستانه شیدایت کنم
هر شبی یادت شبیخون می زند بر پیکرم
دلخوشم هر لحظه و هردم تمنایت کنم
باز می خواهم که در تنهایی و در خلوتم
یک بغل احساس را تقدیم دنیایت کنم
دیدگاه ها (۱)

با که حریف بوده ای؟بوسه ز که ربوده ای؟زلف که را گشوده ای ؟حل...

تو برو پیچک من ، فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن ،رو پیشانی م...

همه ی ما فقط دو نوع شب در زندگی مان داریم؛ شبی که می‌خواهیم ...

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... دم در عمق چشمانت،تماشایت کنم !با نگاهی عاشقانه، ...

خواستم با یک غزل از عشق معنایت کنمعاشقانه در سکوت شب تماشایت...

خواستم با یک غزل از عشق معنایت کنمعاشقانه در سکوت شب تماشایت...

خواستم با یک غزل از عشق معنایت کنمعاشقانه در سکوت شب تماشایت...

خواستم با یک غزل از عشق معنایت کنمعاشقانه در سکوت شب تماشایت...

آمدم در عمق چشمانت تماشایت کنم....... با نگاهی عاشقانه بلکه ...

آمدم در عمق چشمانت،تماشایت کنم !با نگاهی عاشقانه، بلکه شیدای...

آمدم در عمق چشمانت،تماشایت کنم !با نگاهی عاشقانه، بلکه شیدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط