{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشکِ من بی تو سرازیر شد و آخ نگفت

اشکِ من بی تو سرازیر شد و آخ نگفت
عشق ، قربانیِ تقدیر شد و آخ نگفت

بغضِ من، دوریِ تو، حسرتِ اندوهِ دلم
اتحادی که جماهیر شد و آخ نگفت

هر که پرسید اگر حالِ دلم را تو بگو
همدمِ بغضِ نفس گیر شد و آخ نگفت

آن جوانی که به پای تو، جوانی را داد
بی تو پژمرده شد و پیر شد و آخ نگفت

باز هم با غمِ تو می گذرد روز و شبش
آنکه از زندگی اش سیر شد و آخ نگفت
دیدگاه ها (۱)

عاقبت دلبر مرا گریاند و رفت بی وفایی را به من فهماند و رفت د...

بغلم میکنی و میروم آهسته به خوابتو بیا گوشه آغوش من ای عشق ب...

آدم ها فکر می کنند بعد از رفتنشان باید مانند صندوق پستی زنگ ...

پلک بگشا نازنینم! صبح ِ زیبایت بخیردلربا و بهترینم! صبح ِ زی...

سناریو

پارت ۷هاشیراما با عجله داشت به سمت بیمارستان می‌رفت . همانطو...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت ۶۷ آریانا چند ثانیه فقط به سونگ‌هو خیره ماند.ـ چی گفتی؟...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت 1 ]از صبح تهیونگ ع...

چند پارتی تهیونگ

اشکِ من بی تو سرازیر شد و آخ نگفتعشق ، قربانیِ تقدیر شد و آخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط