کجای قصه جا ماندم

کجای قصه جا ماندم
که آرام آمدی رودم
تو گشتی نازنین آرام
منم افتاده ای در دام
تو در قاب دلم خوش کام
من از اسمت گرفتم نام
تو شیرین لب ، سیه ابرو
همه عشق و همه دنیام
کجای قصه عاشق شد دلم؟
در چشم شهلایت؟
شدیم ما هر دو دلداده
خدا نوشاند به ما باده
به راه عشق سفر کردیم
حذر از هر خطر کردیم
رسیدیم دامن مهتاب
غم و زیر و زبر کردیم
از آن لحظه تو رویایی
دل آرایی، شکیبایی
منم شیدای شیدایم
ز لبهات دادی لب هایم
به مهر آذین می بندم
به عشق آرام می خندم
دیدگاه ها (۱۰)

با تو گفتم : حذر از عشق نه دانم نه توانم،و تو گفتي من از اين...

صدایم کن در این باران، صدا را دوست میدارمتو باشی عاشقی در ای...

صدایم کن در این باران، صدا را دوست میدارمتو باشی عاشقی در ای...

صدایم کن در این باران، صدا را دوست میدارمتو باشی عاشقی در ای...

صدایم کن در این باران، صدا را دوست میدارمتو باشی عاشقی در ای...

صدایم کن در این باران، صدا را دوست میدارمتو باشی عاشقی در ای...

صدایم کن در این باران، صدا را دوست میدارمتو باشی عاشقی در ای...

0 آقایون دیگه انتخاب با خودتونه😉سرکه دوس دارین؟یا شراب😄💫🌹💫🌹💫...

کوک:گفت تو نمیتونی منواینجوری تنها بزاری هیرا پاشومن میخام ...

آن به هر لحظه‌ی تب‌دارِ تو پیوند منمآنقَدَر داغ به جانم که د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط