این منم...

این منم...
خسته در این کلبه ی تنگ
جسمِ جامانده ام از "روح" ، جداست
من اگر سایه ی خویشم...
یا رب
روح آواره ی من ، کیست ؟
کجاست ؟

فریدون_مشیری



‌
دیدگاه ها (۱)

آبان این دردانه ی دلربای پاییزطناز و خرامانبا قدم های آهنگین...

رازِ اصلی اینجاست:هر چیزی که «روان»است (مثل آب، مثل فکر، مثل...

نون و قلم نبی است و مایسطرون، حسینطاق فلک علی است به عالم ست...

پارت ۸سایه‌ی غول‌پیکر، مثل یه پرده‌ی سیاه، خورشید رو پشت خود...

ورق بزنید.....

در دل سکوت سنگین زمستان، آنجا که دامنه‌ی کوه‌ها در بستری از ...

نه فقط از تو اگر دل بکنم می‌میرمسایه‌ات نیز بیفتد به تنم می‌...

این روزها، هرچقدر توی کوچه‌ها و خیابونا نگاه می‌کنم، جای خال...

◻️ شعرخوانی جناب آقای علی مستوفی در حلقه ادبی نیستان اردکان۲...

نقدی بر سینمایی «کامیون» به بهانه‌ی اکران آنلاین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط