از آن که با دلِ ما کرده‌ای ؛

از آن که با دلِ ما کرده‌ای ؛
پشیمان باش ...
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست…

در انـــدرون مــــن خستـــه دل نـــدانــــم کــیســت

کــــه مـــن خموشـــم و او در فغــان و در غوغاست…


" حافظ"
دیدگاه ها (۱)

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

عاشقانه های شبنم

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد ⤵️منم بنده...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

وقتی دل سودایی، می‌رفت به بُستان‌هابی‌خویشتنم کردی، بوی گُل ...

دوستان این نیایش رو بخونید تا از انرژای های منفیه این چ

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط