برای تو مینویسم با تمام وجودم ؛

برای تو مینویسم با تمام وجودم ؛
امروز برایت از آسمان وابرها میخواهم بگویم
میدانم تو هم گاهی دلت می گیرد
وغمی قلبت را فشار میدهد
بغض راه گلویت را می بندد
و شرم مانع از گریستن ات می شود ؛
ودنبال آرامش هستی تا حداقل دمی تو را از اندوه دور کند ؛
خوب من بازی قشنگی را از بچگی آموختم
بازی با ابرها
هر وقت دلم تنگ بود و دنیا برایم قفسی بود
ونمی خواستم به زمین و زمینیان نگاه کنم
می نشستم توی حیاط و به آسمان نگاه میکردم
وبا ابرها برای خودم شکل هاو قصه ها می ساختم
وخود غرق داستان خود می شدم
لحظه ها سپری می شد ومن بی خبر از این همه زمان گذشته شده ...
ودر آخر که بازی من با ابرها تمام میشد بلند که میشدم حس خوبی داشتم
انگاری دلم مثل آسمان بزرگ وصاف شده بود
همه دشمنانم بخشیده شده بودند و حتی دوستشان داشتم ...
و این چنین شد که من عاشق شدم ؛
عاشق آسمان ویک تکه ابر...
دیدگاه ها (۱)

مافیای من

پارت ۱۱

شاهکاری به نام دروغ

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

✯𝙗𝙚𝙨𝙩 𝙇𝙞𝙛𝙚✪𝐩𝐚𝐫𝐭:۲..............................................

پارت: 18 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*زین خندید. یه خنده‌ی کوتاه...

برده عمارت جئون

زیبای کوچک فریبکار

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۴**ویو آت**صبح جمعه با صدای بلند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط