غلبه روم بر ایران چگونه بر اعجاز قرآندلالت دارد؟پاسخ اجما
غلبه روم بر ایران چگونه بر اعجاز قرآندلالت دارد؟پاسخ اجمالی:پاسخ تفصیلی: خداوند در سورهروم آیات 1تا 6 خبراز شکست رومیان می دهد و می گوید: (رومیان شکست خوردند)؛ «غُلِبَت الرُّوم».
سپس از محل این حادثه سخن به میان می آورد، می گوید: ([و این شکست] در سرزمین نزدیکی رخ داد)؛ «فی اَدْنَی الاَْرضِ» و منظور از آن همان اراضی شام است (منطقه ای میان بَصْری و اَذْرُعات) که قلمرو روم شرقی بود، منطقه نزدیکی نسبت به ساکنان شبه جزیره عربستان محسوب می شد.
این جنگ به گفته مورّخان امروز، در دوران خسرو پرویز واقع شد و یک دوران جنگ طولانی میان ایرانیان و رومیان بود که در حدود سنه 617 میلادی دو سردار معروف ایرانی به نام شهربراز(1) و شاهین، به قلمرو روم شرقی حمله کردند و به آنها شکست سختی دادند و منطقه شامات و مصر و آسیای صغیر را مورد تاخت و تاز قرار دادند. امپراطوری روم شرقی را که گرفتار شکست سختی شده بود تا آستانه انقراض پیش بردند و به این ترتیب ایرانیان تمام متصرّفات آسیایی او را به ضمیمه مصر تسخیر کردند. این واقعه در حدود سال هفتم بعثت پیامبر(صلی اللهعلیه وآله) در مکه اتفاق افتاد.
مشرکان مکه و دشمنان اسلام، از این ماجرا خوشحال شدند. مشرکان مکه این حادثه را به فال نیک گرفتند و دلیل بر حقّانیت آیین شرک شمردند و گفتند: ایرانیان مجوسی اند و مشرک (دوگانه پرست) اما رومیان مسیحی اند و اهل کتاب، همان گونه که ایرانیان بر رومیان غلبه کردند، پیروزی نهایی نیز از آن ما مشرکان است. طومار زندگی محمّد(صلی الله علیه وآله) به زودی پیچیده خواهد شد و آیین ما پیروز می شود.
اگر چه این گونه نتیجه گیری ها و فال زدن ها هیچ پایه منطقی نداشت؛ ولی در جو آن محیط، برای تبلیغ در میان مردم نادان بی اثر نبود؛ لذا امر بر مسلمانان گران آمد.
قرآن در تعقیب آیهفوق می افزاید، ولی بدانید این غلبه، زمان زیادی به طول نمی انجامد (امّا آنان پس از [این] شکست بزودی پیروز خواهند شد)؛ «وَهُمْ مِّنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ».
سپس انگشت روی جزئیات می گذارد و می افزاید: (در چند سال آینده این پیروزی رخ می دهد، همه کارها از آنخدااست؛ چه قبل و چه بعد [از این شکست و پیروزی] و در آن روز مومنان [به خاطر پیروزی دیگر] خوشحال خواهند شد)؛ «فِی بِضْعِ سِنِینَ للهِِ الاَْمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ وَیَوْمَئِذ یَفْرَحُ الْمُوْمِنُونَ».
امّا این خوشحالی تنها بر اساس فال نیک، نسبت به غلبهاسلامبر شرک نیست بلکه شادی آنها (به سبب یاری پروردگار [و پیروزی بر گروهی از دشمنان در محیط خود] خداوند هر کس را بخواهد نصرت می دهد؛ و او توانا و مهربان است)؛ «بِنَصْرِ اللهِ یَنصُرُ مَنْ یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ».
سپس برای تاکید بیشتر و بر طرف ساختن هر گونه شک و تردید می فرماید: (این وعده خدا است و خداوند هرگز از وعده اش تخلف نمی کند؛ ولی بیشتر مردم نمی دانند)؛«وَعْدَ اللهِ لاَ یُخْلِفُ اللهُ وَعْدَهُ وَلَکِنَّ اَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ».
این پیشگوئی عجیب که با ذکر جزئیات همراه است، آن هم یک پیشگویی در یک مساله مهمّ نظامی و سیاسی چگونه ممکن است بدون آگاهی از اسرار غیب انجام گیرد. از یک سو خبراز اصل پیروزی می دهد، آن هم درباره رومیان شکست خورده ای که تا سر حدّ انقراض پیش رفته اند و بخش مهمّی از کشور خویش را از دست داده اند و امیدی نیست که به این آسانی قد علم کنند؛ از سوی دیگر تصریح می کند که این امر در چند سال به وقوع خواهد پیوست و اضافه می کند که مقارن پیروزی دیگری برای مسلمانان بر کفار است و از همه اینها گذشته تاکید موکّد دارد که این وعده الهی قطعی است و خدااز وعده خود تخلّف نمی کند و می بینیم که: این وعده دقیقاً به وقوع پیوست، و پادشاه روم (هرقل) از سال 626 میلادی یعنی حدود 9 سال بعد، شکست های پی در پی به سپاه خسرو پرویز وارد ساخت و تا سال 627 میلادی این جنگ ها به نفع رومیان ادامه یافت و پیروزی آنها کامل شد، خسرو پرویز شکست سختی خورد و ایرانیان او را از سلطنت خلع کردند و پسرش شیرویه را به جای او نشاندند.
کوتاه سخن این که: شکست رومیان در سال 617 میلادی واقع شد، که مطابق با هفتم بعثت پیامبر(صلیاللهعلیه وآله) بود، و پیروزی مجدّد رومیان در سال 626 بود که قشون ساسانیان از آنها شکست خورد، و سال بعد (سال 627) این شکست به اوج خود رسید. چرا که هرقل به دستگرد که در بیست فرسخی تیسفون (پایتخت ایران و اقامتگاه خسرو پرویز) بود، پیشروی کرد. خسرو شکست خورد و فرار کرد، و موجب خلع او از سلطنت و سپس قتل او شد(2) و می بینیم فاصله میان این دو 9 سال بیشتر نبود که دقیقاً مطابق است با «بِضْعِ سِنینَ»؛ زیرا «بِضْع» از نظر لغت به گفته راغب در مفردات به معنای بخشی از عدد ده به کار می رود و به چیزی که میان سه و ده قرار گیر
سپس از محل این حادثه سخن به میان می آورد، می گوید: ([و این شکست] در سرزمین نزدیکی رخ داد)؛ «فی اَدْنَی الاَْرضِ» و منظور از آن همان اراضی شام است (منطقه ای میان بَصْری و اَذْرُعات) که قلمرو روم شرقی بود، منطقه نزدیکی نسبت به ساکنان شبه جزیره عربستان محسوب می شد.
این جنگ به گفته مورّخان امروز، در دوران خسرو پرویز واقع شد و یک دوران جنگ طولانی میان ایرانیان و رومیان بود که در حدود سنه 617 میلادی دو سردار معروف ایرانی به نام شهربراز(1) و شاهین، به قلمرو روم شرقی حمله کردند و به آنها شکست سختی دادند و منطقه شامات و مصر و آسیای صغیر را مورد تاخت و تاز قرار دادند. امپراطوری روم شرقی را که گرفتار شکست سختی شده بود تا آستانه انقراض پیش بردند و به این ترتیب ایرانیان تمام متصرّفات آسیایی او را به ضمیمه مصر تسخیر کردند. این واقعه در حدود سال هفتم بعثت پیامبر(صلی اللهعلیه وآله) در مکه اتفاق افتاد.
مشرکان مکه و دشمنان اسلام، از این ماجرا خوشحال شدند. مشرکان مکه این حادثه را به فال نیک گرفتند و دلیل بر حقّانیت آیین شرک شمردند و گفتند: ایرانیان مجوسی اند و مشرک (دوگانه پرست) اما رومیان مسیحی اند و اهل کتاب، همان گونه که ایرانیان بر رومیان غلبه کردند، پیروزی نهایی نیز از آن ما مشرکان است. طومار زندگی محمّد(صلی الله علیه وآله) به زودی پیچیده خواهد شد و آیین ما پیروز می شود.
اگر چه این گونه نتیجه گیری ها و فال زدن ها هیچ پایه منطقی نداشت؛ ولی در جو آن محیط، برای تبلیغ در میان مردم نادان بی اثر نبود؛ لذا امر بر مسلمانان گران آمد.
قرآن در تعقیب آیهفوق می افزاید، ولی بدانید این غلبه، زمان زیادی به طول نمی انجامد (امّا آنان پس از [این] شکست بزودی پیروز خواهند شد)؛ «وَهُمْ مِّنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ».
سپس انگشت روی جزئیات می گذارد و می افزاید: (در چند سال آینده این پیروزی رخ می دهد، همه کارها از آنخدااست؛ چه قبل و چه بعد [از این شکست و پیروزی] و در آن روز مومنان [به خاطر پیروزی دیگر] خوشحال خواهند شد)؛ «فِی بِضْعِ سِنِینَ للهِِ الاَْمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ وَیَوْمَئِذ یَفْرَحُ الْمُوْمِنُونَ».
امّا این خوشحالی تنها بر اساس فال نیک، نسبت به غلبهاسلامبر شرک نیست بلکه شادی آنها (به سبب یاری پروردگار [و پیروزی بر گروهی از دشمنان در محیط خود] خداوند هر کس را بخواهد نصرت می دهد؛ و او توانا و مهربان است)؛ «بِنَصْرِ اللهِ یَنصُرُ مَنْ یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ».
سپس برای تاکید بیشتر و بر طرف ساختن هر گونه شک و تردید می فرماید: (این وعده خدا است و خداوند هرگز از وعده اش تخلف نمی کند؛ ولی بیشتر مردم نمی دانند)؛«وَعْدَ اللهِ لاَ یُخْلِفُ اللهُ وَعْدَهُ وَلَکِنَّ اَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ».
این پیشگوئی عجیب که با ذکر جزئیات همراه است، آن هم یک پیشگویی در یک مساله مهمّ نظامی و سیاسی چگونه ممکن است بدون آگاهی از اسرار غیب انجام گیرد. از یک سو خبراز اصل پیروزی می دهد، آن هم درباره رومیان شکست خورده ای که تا سر حدّ انقراض پیش رفته اند و بخش مهمّی از کشور خویش را از دست داده اند و امیدی نیست که به این آسانی قد علم کنند؛ از سوی دیگر تصریح می کند که این امر در چند سال به وقوع خواهد پیوست و اضافه می کند که مقارن پیروزی دیگری برای مسلمانان بر کفار است و از همه اینها گذشته تاکید موکّد دارد که این وعده الهی قطعی است و خدااز وعده خود تخلّف نمی کند و می بینیم که: این وعده دقیقاً به وقوع پیوست، و پادشاه روم (هرقل) از سال 626 میلادی یعنی حدود 9 سال بعد، شکست های پی در پی به سپاه خسرو پرویز وارد ساخت و تا سال 627 میلادی این جنگ ها به نفع رومیان ادامه یافت و پیروزی آنها کامل شد، خسرو پرویز شکست سختی خورد و ایرانیان او را از سلطنت خلع کردند و پسرش شیرویه را به جای او نشاندند.
کوتاه سخن این که: شکست رومیان در سال 617 میلادی واقع شد، که مطابق با هفتم بعثت پیامبر(صلیاللهعلیه وآله) بود، و پیروزی مجدّد رومیان در سال 626 بود که قشون ساسانیان از آنها شکست خورد، و سال بعد (سال 627) این شکست به اوج خود رسید. چرا که هرقل به دستگرد که در بیست فرسخی تیسفون (پایتخت ایران و اقامتگاه خسرو پرویز) بود، پیشروی کرد. خسرو شکست خورد و فرار کرد، و موجب خلع او از سلطنت و سپس قتل او شد(2) و می بینیم فاصله میان این دو 9 سال بیشتر نبود که دقیقاً مطابق است با «بِضْعِ سِنینَ»؛ زیرا «بِضْع» از نظر لغت به گفته راغب در مفردات به معنای بخشی از عدد ده به کار می رود و به چیزی که میان سه و ده قرار گیر
- ۴.۷k
- ۲۳ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط