{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوری ات، پشت مرا مثل کمان ، خم می کند

دوری ات، پشت مرا مثل کمان ، خم می کند
این جدایی ها ، چه ها با نسل آدم می کند

تازه فهمیدم که عشقت ، کیمیای زندگی ست
برگ زرینی که خوشبختی فراهم میکند

ارتعاش تارهای دل ، خبر می آورد
از تمنایی که او را غرق ماتم می کند

خنده بین اشک ها و گریه بین خنده را
عشق ، با کار دل دیوانه ، توام می کند

سست تر هر لحظه می گردم ، نمی دانم چرا
در عوض ، جا پای خود را عشق ،محکم می کند

بی تو می لرزم به هر باد و نسیمی ، عشق من
آخر این پس لرزه ها ، ارگ مرا بم میکند 
دیدگاه ها (۱)

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

نمیبخشمت p.22

دوری ات، پشت مرا مثل کمان ، خم می کند این جدایی ها ، چه ها ب...

دوری ات، پشت مرا مثل کمان ، خم می کند این جدایی ها ، چه ها ب...

دوری ات،پشت مرا مثل کمان،خم میکنداین جدایی ها ،چه ها با نسل ...

دوری ات، پشت مرا مثل کمان ، خم می کند این جدایی ها ، چه ها ب...

دوری ات،پشت مرامثل کمان خم می کند این جدایی ها چه ها با ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط