{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من همچنان منتظرت می مانم...

من همچنان منتظرت می مانم...
تو خواهی آمد..
در یکی از این روزهای دلگیر پاییزی
که پاهایم را بر پیکر بی جان برگهای از نفس افتاده ی خیابان میگذارم
صدایت را خواهم شنید، که با همان لحن ملتمسانه ات میگویی:
((خواهش میکنم این برگهای عاشق و دل شکسته را زیر پا مگذار...غرورشان را نشکن...))
و شاید هم در یک روز سرد زمستانی
در حالیکه که دستان یخ زده ام را با گرمای نفس هایم گرم میکنم
از پشت سر چشمانم را بگیری و بخواهی حدس بزنم که صاحب این لطافت خدادادی کیست!
میان زرد و نارنجی های پاییزی و یا سفیدی برفها
شلوغ ترین خیابان های این شهر
یا سوت و کور ترینشان
فرقی نخواهد کرد
تو خواهی آمد
با یک سبد عشق
و یک شاخه بوسه
با دلی که عبادتگاه من است...

#مجتبی_پورفرخ
دیدگاه ها (۱۰)

باران می بارید... تند... بی وقفه... خیس خیس بودم... بی چتر.....

شب است…و شبِ یک پاییز،آرام و کرخت،بی صدا، از فراز سرم می‌گذر...

قسمت چهارم داستانعشق و غرورهیچ کدام از آنها نتوانستند شام بخ...

یک هم وطن با ایمان وسط کنسرت ابی:لبیک یا خامنه ای❤️🇮🇷حاج احم...

همچین پیجی هیجا پیدا نمیکنی فالو کن تا گمم نکردی

تقدیم به لر زبان های عزیز تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 ...

از خیاطی پرسیدند:     زندگی یعنی چه ؟     گفت : دوختن پارگی ...

❉᭄͜͡l𝐓𝐔𝐑𝐊❉᭄͜͡                    🎶🎶🎵🎵🄼🅄🅂🄸🄲🄰🄻ای منظورتمــــــ...

رها❤از آن روزی که پناهم شدی تا به امروزدل آرام و استوار بر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط