یک عمر

یک عمر
به سودای لبش
سوختم و آه؛
روزی که
لب آورد ببوسم ،
رمضان شد. . .
#حامد_عسکری
دیدگاه ها (۱)

دوپارتی اسمات*part²این پارت اسماته جنبه نداری اصلا نخون!ویو ...

.از قول مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (رض) مؤس...

⁨⁨⁨نبودی در دلم انگار طوفان شد، چه طوفانی!دو پلکم زخمی از شل...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

کپشن رو ببینیددد🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و سه اون مرد لبخند مرد...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

رفتی و من هنوز هر شب قبل از خواب، یه بار اسمت را زیر لب می‌گ...

پارت سینزدهم ویو ات لعنت لعنت لعنت تنها کلمه ای که توی ذهنمه...

عاشقانه های شبنم

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part16- عع خوشش اومد ببین اینقدر خوشمزه درست کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط