«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»
«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»
« پارت : هفتم »
پیشونی پسر رو بوسید .
کوک سرش رو بالا آورد و با همون چشم و بینی سرخِِ کیوتش به تهیونگ نگاه کرد .
تهیونگ کوک رو محکم تر بغل کرد که باعث شد سر کوک درست روی سینه تهیونگ قرار بگیره .
کوک دوباره آروم سرش رو بالا آورد .
بوسه ای روی لب تهیونگ گذاشت .
قصد عقب کشیدن داشت که تهیونگ پشت سر کوک رو با دست گرفت .
کوک رو بیشتر به خودش نزدیک کرد و بوسه رو ادامهدار تر کرد .
یه دستش رو زیر پتو و بعد زیر لباس جونگکوک برد ، دستش رو دور کمر لخت جئون حلقه کرد .
جونگکوک رو کامل به خودش چسبوند .
بعد آروم به طرف تخت چرخید و کوک رو گذاشت روی تخت و روش خیمه زد .
تهیونگ مثل کسی که تازه به رسیده لب کوک رو میبوسید .
بعد از ۲۰ مین از هم جدا شدن .
جونگکوک دستش رو گذاشت روی لبش و تند تند نفس کشید .
کوک انقدر سریع نفس میکشید که انگار تنفسش رو از دست داده .
تهیونگ نیشخندی زد .
دست کوک رو از روی لبش برداشت و دوباره بوسه ای روی لبش که کبود شده بود کاشت .
دستش رو بالای سرش پین کرد .
سرش رو داخل گردنش برد و مک زد .
سرش رو بیرون آورد .
همون دست تهیونگ که دور کمر کوک حلقه شده بود .
آروم پایین تر رفت .
تهیونگ نیشخند معنا داری زد .
جونگکوک که منظور تهیونگ فهمیده بود سریع دستش رو گرفت .
کوک : ته بیا بقیش رو بزاریم برای آخر شب ( سرخخخ ، خجالت )
تهیونگ : میخوای از این شب تر بشه ( پوزخند )
کوک نگاهی به پنجرهی اتاق کرد و بعد به ساعتِ روی میز ، ساعت دو شب بود .
کوک : ن..نمیشه بزاری یه وقت دیگه ( مظلوم ، خجالت )
تهیونگ : نوچ (نیشخند )
تهیونگ با نیشخندی شیطنت آمیز کنار گوش جونگکوک آروم زمزمه کرد :
« بیبی بوی داری از زیرش در میری ؟ »
کوک با این حرف تهیونگ بیشتر سرخ شد .
کوک : ن..نه --- ( خجالتتتتتت ، گوجهههههههه )
تهیونگ حرف کوک رو قطع کرد .
تهیونگ : پس بزار به کارم برسم ، خرگوش شیطون ( نیشخند )
تهیونگ دوباره شروع به بوسیدن کوک کرد .
کوک با دستایی که توان دور کردن تهیونگ رو نداشتن .
سعی میکرد تهیونگ رو از خودش جدا کنه .
تهیونگ کراواتِ کتی که پوشیده بود رو در آورد .
با اون کراوات دست های کوک بست و با دست خودش گرفتش .
با این کار کوک نتونست هیچ حرکتی کنه .
دوباره لباشون جدا شدن . ....
( کامنت ها 🔞 )
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
« امیدوارم خوشتون بیاد و حمایت کنید » 🍀🌸💫
شرط ها : ۶۰ لایک _ ۵۰ کامنت 🫶🏻
« پارت : هفتم »
پیشونی پسر رو بوسید .
کوک سرش رو بالا آورد و با همون چشم و بینی سرخِِ کیوتش به تهیونگ نگاه کرد .
تهیونگ کوک رو محکم تر بغل کرد که باعث شد سر کوک درست روی سینه تهیونگ قرار بگیره .
کوک دوباره آروم سرش رو بالا آورد .
بوسه ای روی لب تهیونگ گذاشت .
قصد عقب کشیدن داشت که تهیونگ پشت سر کوک رو با دست گرفت .
کوک رو بیشتر به خودش نزدیک کرد و بوسه رو ادامهدار تر کرد .
یه دستش رو زیر پتو و بعد زیر لباس جونگکوک برد ، دستش رو دور کمر لخت جئون حلقه کرد .
جونگکوک رو کامل به خودش چسبوند .
بعد آروم به طرف تخت چرخید و کوک رو گذاشت روی تخت و روش خیمه زد .
تهیونگ مثل کسی که تازه به رسیده لب کوک رو میبوسید .
بعد از ۲۰ مین از هم جدا شدن .
جونگکوک دستش رو گذاشت روی لبش و تند تند نفس کشید .
کوک انقدر سریع نفس میکشید که انگار تنفسش رو از دست داده .
تهیونگ نیشخندی زد .
دست کوک رو از روی لبش برداشت و دوباره بوسه ای روی لبش که کبود شده بود کاشت .
دستش رو بالای سرش پین کرد .
سرش رو داخل گردنش برد و مک زد .
سرش رو بیرون آورد .
همون دست تهیونگ که دور کمر کوک حلقه شده بود .
آروم پایین تر رفت .
تهیونگ نیشخند معنا داری زد .
جونگکوک که منظور تهیونگ فهمیده بود سریع دستش رو گرفت .
کوک : ته بیا بقیش رو بزاریم برای آخر شب ( سرخخخ ، خجالت )
تهیونگ : میخوای از این شب تر بشه ( پوزخند )
کوک نگاهی به پنجرهی اتاق کرد و بعد به ساعتِ روی میز ، ساعت دو شب بود .
کوک : ن..نمیشه بزاری یه وقت دیگه ( مظلوم ، خجالت )
تهیونگ : نوچ (نیشخند )
تهیونگ با نیشخندی شیطنت آمیز کنار گوش جونگکوک آروم زمزمه کرد :
« بیبی بوی داری از زیرش در میری ؟ »
کوک با این حرف تهیونگ بیشتر سرخ شد .
کوک : ن..نه --- ( خجالتتتتتت ، گوجهههههههه )
تهیونگ حرف کوک رو قطع کرد .
تهیونگ : پس بزار به کارم برسم ، خرگوش شیطون ( نیشخند )
تهیونگ دوباره شروع به بوسیدن کوک کرد .
کوک با دستایی که توان دور کردن تهیونگ رو نداشتن .
سعی میکرد تهیونگ رو از خودش جدا کنه .
تهیونگ کراواتِ کتی که پوشیده بود رو در آورد .
با اون کراوات دست های کوک بست و با دست خودش گرفتش .
با این کار کوک نتونست هیچ حرکتی کنه .
دوباره لباشون جدا شدن . ....
( کامنت ها 🔞 )
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
« امیدوارم خوشتون بیاد و حمایت کنید » 🍀🌸💫
شرط ها : ۶۰ لایک _ ۵۰ کامنت 🫶🏻
- ۵.۳k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط