تو قشنگی؛

تو قشنگی؛
مثل رگه های بارون تو روز تعطیل
مثل نشستن اولین برف زمستون پشت پنجره
مثل بوی شکلات داغ بعد از حموم
مثل غلت خوردن لای یه برف، لای یه بغل قاصدک
مثل مزه ملس نارنگیای نوبرونه
مثل آهنگای پلی لیستم و صدای حامیم، شروین
مثل ستاره هایی که وقتی میخندی تو چشمات میبارن
مثل تموم حرفایی که توی سرم برات نگه داشتم
مثل تجربه ی حس هایی که تا به حال نداشتم
مثل آهنگای روسی
مثل هرچیزی که مربوط به شکلات باشه
مثل بوی کتاب وقتی ورقش میزنی
مثل بوی گلفروشی وقتی واردش میشی
مثل حس خوب کافه های مشهد
مثل قدم زدن تو پارک ملت اونم تو یه روز ابری که بارون تند تند خودشو به زمین می کوبه
مثل رویاهای قبل خوابم
مثل اردکای روستا
مثل گربه های توی خیابون که خودشونو از شدت بی پناهی میمالونن بهم
مثل آرزو کردنت با احتمال زیادِ برآورده شدنت .🌚
دیدگاه ها (۳۲)

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

پارت ۴: از استیجِ رؤیاها تا قلبِ هایب!اون شبِ کنسرت، اصلاً ح...

بهار بدون تو

و آهنگی که جونگکوک گذاشته پستشترجمه اهنگترجمه متن آهنگما خیل...

جونگ‌کوک تو برای من فقط یه اسم یا یه چهره نیستیتو یه حس عمیق...

سناریو چویا

### پارت اول: انعکاس توی شیشه بارونیساعت از دو نصفه‌شب گذشته...

چشمم از نگاهش فروریخت.سریع به سمت یکی از گل‌های بزرگ و پرزرق...

سناریو🥂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط