کاروان می رسد از راه،
کاروان می رسد از راه،
ولی آه چه دلگیر
چه دلتنگ
چه بی تاب
دل سنگ شده آب ،
از این نالهی جانکاه
زنی مویه کنان ،
موی کنان
خسته، پریشان،
پریشان و پریشان
شکسته ، نشسته ،
سر تربت سالار شهیدان
«گلم تاب ندارد حرم آب ندارد علی خواب ندارد» یکی بی پر و بی بال
دل افسرده وبی حال پناه همه اطفال
پس از این همه غربت رسیده ست به گودال
همان جا که عزیزش همان جا که امیدش
همان جا که جوانان رشیدش همان جا که شهیدش
در امواج پریشان نی و دشنه و شمشیر در آن غربت دلگیر شده مصحف پرپر
قسمتی از بحر طویل ...یوسف رحیمی
ولی آه چه دلگیر
چه دلتنگ
چه بی تاب
دل سنگ شده آب ،
از این نالهی جانکاه
زنی مویه کنان ،
موی کنان
خسته، پریشان،
پریشان و پریشان
شکسته ، نشسته ،
سر تربت سالار شهیدان
«گلم تاب ندارد حرم آب ندارد علی خواب ندارد» یکی بی پر و بی بال
دل افسرده وبی حال پناه همه اطفال
پس از این همه غربت رسیده ست به گودال
همان جا که عزیزش همان جا که امیدش
همان جا که جوانان رشیدش همان جا که شهیدش
در امواج پریشان نی و دشنه و شمشیر در آن غربت دلگیر شده مصحف پرپر
قسمتی از بحر طویل ...یوسف رحیمی
- ۳۸۴
- ۰۲ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط