part 2.

part 2.
ویو ا.ت
بعد که توزیه های جیمین تموم شد قرار شد فردا بریم و الماس رو پس بگیریم .
چند مین بعد
امروز روز عملیات و الان نظدیک ساعت ۵ صبح ( نویسنده : چرا انقدر زود ) وسایل رو برداشتم و رفتم پیش بچها


ا.ت : سلام بچها

همه : سلام

جیمین : آمده این که بریم

همه : بله

چند مین بعد

میا : هی جیمین ما رسیدیم شما کجایین

جیمین : هی با ارشدت درس حرف بزن ما هم جلو خونه ایم

میا : اوکی دیدی متون .

آ.ت : دوربین‌ها رو از کار انداختم میتونید وارد شوید

جیمین : آفرین .

مایکی : ا.ت اونجا تله نداره که داره ؟

ا.ت : داره ولی از کار انداختم شوت

جیمین و مایکی : اوکی

جیمین : میا کسی داخل هست

میا : اره ولی در تیدرس نیستند

ا.ت : میشه گفت حدوداً ۲ یا ۳ نفر باشن

جیمین : اوکی

ا.ت : هی مایکی پا تو اونجا نزار

مایکی : چرا ؟

ا.ت : چرا داره . خوب معلومه که تله داره

مایکی : ....


نویسنده من طزر پارت بعد باشید
و دیگه شرت داره گذاشتن پارت
لایک ۸ و کامنت هم بزارین ^-^
دیدگاه ها (۵)

سناریو مایکی پارت ۴

سناریو بونتن پارت ۹

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

stolen

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سناریو خط قرمز پارت ۲

عشق بی پایان

مافیای من

سناریو ساکورا تک پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط