یونگی ویو

یونگی ویو

کانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی دورش بگردم نباید گریه کنیم کم داشت اشک ا/ت در می اومد که گفتم
¥اوم ا/ت ما خیلی از کار عقبیم کلا ۲ هفته وقت داریم لیریک هارو تحویل بدیم اما ما تا حالا حتی یه لیریک هم تموم نکردیم
دیدم ا/ت سریع خودشو جمع کرد و گفت
&تو راست میگی بریم سر کار
((فلش بک به ساعت ۷ غروب))
تموم حواسم به ا/ت بود مثل اینکه واقعا از اتفاق امروز داره اذیت میشه گفتم
¥خب ا/ت بیا بریم کم کم مامان و بابات می رسن خونمونا
&فقط میشه یه سر بریم خونه من می خوام لباس عوض کنم
¥اومم باشه تو برو بیرون منتظرم باش تا من لباسم رو عوض کنم
&باشه
و رفت بیرون
ا/ت از اتاق رفت بیرون منم اون لباسی که تو دفتر داشتم رو با لباسای تنم عوض کردم موهام رو مرتب کردم و ادکلن زدم بالم لبم رو هم تمدید کردم اه مین یونگی چقد خوشتیپ شدی پسرو رفتم بیرون
دیدگاه ها (۰)

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

My Boy❄

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

🐯 تهیونگ: مرموز، شوخ و شجاع؛ بعضی سرنخ‌ها به گذشته‌ی او مربو...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط