{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت.

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت.
اینطور به نظر می رسید که به جای بسیار مهمی میرفت.

مردی که کنار جاده ایستاده بود , فریاد زد : کجا می روی ؟

مرد اسب سوار جواب داد :
نمی دانم از اسب بپرس !

این داستان زندگی خیلی از مردم است .
آنها سوار بر عادتها و باورهای غلطشان می تازند ، بدون اینکه بدانند به کجا می روند .

اثر مرکب
دارن هاردی
دیدگاه ها (۳)

عادت ها می توانند انسان را نابود کنند. کافی است انسان به گرس...

تا موقعی که به برنامه هایتان متعهد نشده اید، آنها فقط یک مشت...

حرف زدن شما را بجایی نمی رساند. برای اینکه موفق باشید باید ک...

دانایی جایزه اوقاتی است که شنیدید، در حالی که ترجیح میدادید ...

P : 19

P : 19

P : 15

وارث ماه‌خاموش

( خوشگلا شرمنده جلد رو اشتباه گذاشتم+⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love...

جادویی به نام عشق

***مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می ...

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می رسی...

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می رسی...

نکته : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط