مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت.

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت.
اینطور به نظر می رسید که به جای بسیار مهمی میرفت.

مردی که کنار جاده ایستاده بود , فریاد زد : کجا می روی ؟

مرد اسب سوار جواب داد :
نمی دانم از اسب بپرس !

این داستان زندگی خیلی از مردم است .
آنها سوار بر عادتها و باورهای غلطشان می تازند ، بدون اینکه بدانند به کجا می روند .

اثر مرکب
دارن هاردی
دیدگاه ها (۳)

وارث ماه‌خاموش

***مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می ...

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می رسی...

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می رسی...

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می رسی...

نکته : ...

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت ، اینطور به نظر می‌رس...

عادتهای غلط

مردی به سرعت و چهار نعل با اسبش می تاختاینطور به نظر میرسید،...

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت اینطور به نظر می رسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط