{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیالوگهای ماندگار

دیالوگهای ماندگار

باباتو می شناختم! قدیما با آفتابه عرق میخورد، حالا ” ضای ” والضالین نمازشو قد اتوبانِ قم میکشه!
دیدگاه ها (۱)

):باباتو می شناختم! قدیما با آفتابه عرق میخورد، حالا ” ضای ”...

باباتو می شناختم، قدیما با آفتابه عـــرق میخورد،حالا " ضــــ...

داریوش ارجمند:باباتو می شناختم!قدیما با آفتابه عرق میخورد،حا...

رئیس (داریوش ارجمند):باباتو می شناختم! قدیما با آفتابه عرق م...

رئیس : باباتو می شناختم قدیما با آفتابه عرق میخورد،حالا " ضا...

دیالوگی زیبا از داریوش ارجـمنـد در فیلم (رئیس): باباتو می شن...

دیالوگ ماندگار، داريوش ارجمند در فيلم رييس: باباتو ميشناختم....

باباتو می‌شناختم...قدیما با آفتابه عرق می‌خورد، حالا "ضایِ" ...

دیالوگ های ماندگار یه پایان تلخ خیلی بهتر از یه تلخی بی پایا...

ديالوگ استوار ماندگار پايداركله پوك>>قیصر<< "قیصر: احترامت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط