فوتوریست ها نیز از هنر کلاژ الهام گرفته و در آثار خود که
فوتوریست ها نیز از هنر کلاژ الهام گرفته و در آثار خود که برگرفته از ایده های نوآوری ها و فاکتورهای مرتبط با آینده نظیر تکنولوژی، سرعت و یا خشونت بود هنر کلاژ را به وجود آوردند. این تحول و سبک هنری در قرن بیستم در ایتالیا شکل گرفت. آمبرتو بوچیونه (1882 - 1916) (Umberto Boccione)، برجسته ترین مجسمه ساز آن دوران که مجسمه هایی از بیش از 20 ماده نظیر بنرز، فلز، شیشه، چوب، چرم، پارچه، نور، و ... ساخته بود، کلاژی با نام "در زیر پرگولا در ناپل" (Under the Pergula in Naples) که شامل یک تکه کاغذ حاوی یک شعر و یک تصویر منظره بود را خلق نمود. گینو سرورینی (1883 - 1969) (Gino Severini) که پیرو سبک فوتوریسم بوده و در شهرهای رم و پاریس زندگی کرده بود کلاژی با نام "خشوع در برابر پدرم" (1913) که بینگر ایده فوتوریسم بود را به وجود آورد. کارلو کاررا (1881 - 1966) (Carlo Carra) نقاشی زیبایی با عنوان "همچنان زندگی با لوله خمیده" را خلق نمود که در آن یک بطری خمیده و در داخل آن یک تبلیغ یک نمایش موسیقی بود.
کلاژ و تحول هنری سازه (Constructivism)
سبک هنری سازه که در زمان از هم فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی شکل گرفت و این تحول در روسیه در کل تاریخ هنر انقلاب بزرگی برپا نمود. قبل از شروع این تحول، هننر روسیه هنوز غرق در دوران رمانتیک و آثار هنری برگرفته از اشرافیت در دربار روسیه بود. در هنگام شروه هنر سازه که در سومین دهه از قرن بیستم شکل گرفت، هنرمندان از مواد و ابزارهای صنعتی مانند شسشه، سنگ، پلاستیک، فلز وغیره برای به تصویر کشیدن هنر خود استفاده نمودند. این سبک هنری بدون جهت گیری خاصی بوده و تاکید بر وجدان عمومی داشت. این تحول هنری منجر به پیدایش کلاژ در طراحی صحنه، هنر مجسمه سازی، هنر معماری و هنر نقاشی گردید. تاثیر هنرمندان سازه نیز بر روی معماری اروپا و مریکا شایان ذکر است. تاتلین (Tatlin) از شاگردان پابلو پیکاسو از طریق آثار سه بعدی سازه ای با هنر کلاژ ارتباط برقرار نمود.
"زندگی همچنان با مونالیزا" اثری از کازمیر مالویچ (Kasimir Malevich) است که به بازخلق اثر معروف دارینچی پرداخته که در آن صورت مونالیزا از طریق خطوطی و با المان های کوبیسم از فرم طبیعی خود خارج شده است. "فنجان چایی دیگر" اثری از روچنکو در سال 1923 نمایشگر صحنه ای از یک خدمتکار، مهمان و کارد و چنگال در فرم کلاژ است.
کلاژ و هنر سورئالیسم
هنر سورئالیسم همان طور که از نامش پیداست سبکی هنری است که در آن هنرمند عناصر غیر طبیعی و فانتزی را در دنیای واقعی دخیل می کند. زیگموند فروید و کارل جونگ (Sigmund Freud - Carl Jung) دو روانشناس، این تحول و سبک هنری را پایه گذاری نمودند. هم چنین آندره برتون (Andre Breton) نویسنده فرانسوی با نوشتن مانیفستی در زمینه هنر سورئالیسم و برگزاری نمایشگاهی در سال 1925 به همین مناسبت نقش مهمی در پرورندان و اشاعه این هنر ایفا نمود. اکثر هنرمندان قرن بیستم نظیر جرجیو دو چیریکو (1888 - 1978) (Giorgio de Chirico) نقاش و طراح ایتالیای این سبک هنری را تجربه نمودند. جرجیو در بیان هنر سورئالیسم چنین گفته است: " برای جاودان ماندن یک اثر، باید اثر از همه عناصر انسانی تخلیه و تهی گردد. منطق و حس تنها عناصر قابل درگیر شدن هستند. اما هنگامی که این موانع شکسته شوند اثر به سمت دوران کودکی، فنتزی و رویا سوق پیدا می کند"
سالوادور دالی (Salvador Dali)، رنه ماگریت (Rene Magritte) و مارک شاگال (Marc Chagall) از برجسته ترین و تاثیرگذارترین هنرمندان سورئال محسوب می شوند و کار در این سبک آنها را به سمت سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی نیز سوق داده است. برخی از نمونه آثار سورئال اکسپرسیون شامل اثر دالی "سخن خام و ناپخته" شامل یک قسمت نازک از شن و ذرات ریز است. مارک شاگال نیز اثر کلاژ خود را به صورت اشکال هندسی مثلثی و نوارهای باریک با وسایلی نظیر کاغذ و پاکت در سال 1921 ایجاد نمود.
کلاژ و تحول هنری سازه (Constructivism)
سبک هنری سازه که در زمان از هم فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی شکل گرفت و این تحول در روسیه در کل تاریخ هنر انقلاب بزرگی برپا نمود. قبل از شروع این تحول، هننر روسیه هنوز غرق در دوران رمانتیک و آثار هنری برگرفته از اشرافیت در دربار روسیه بود. در هنگام شروه هنر سازه که در سومین دهه از قرن بیستم شکل گرفت، هنرمندان از مواد و ابزارهای صنعتی مانند شسشه، سنگ، پلاستیک، فلز وغیره برای به تصویر کشیدن هنر خود استفاده نمودند. این سبک هنری بدون جهت گیری خاصی بوده و تاکید بر وجدان عمومی داشت. این تحول هنری منجر به پیدایش کلاژ در طراحی صحنه، هنر مجسمه سازی، هنر معماری و هنر نقاشی گردید. تاثیر هنرمندان سازه نیز بر روی معماری اروپا و مریکا شایان ذکر است. تاتلین (Tatlin) از شاگردان پابلو پیکاسو از طریق آثار سه بعدی سازه ای با هنر کلاژ ارتباط برقرار نمود.
"زندگی همچنان با مونالیزا" اثری از کازمیر مالویچ (Kasimir Malevich) است که به بازخلق اثر معروف دارینچی پرداخته که در آن صورت مونالیزا از طریق خطوطی و با المان های کوبیسم از فرم طبیعی خود خارج شده است. "فنجان چایی دیگر" اثری از روچنکو در سال 1923 نمایشگر صحنه ای از یک خدمتکار، مهمان و کارد و چنگال در فرم کلاژ است.
کلاژ و هنر سورئالیسم
هنر سورئالیسم همان طور که از نامش پیداست سبکی هنری است که در آن هنرمند عناصر غیر طبیعی و فانتزی را در دنیای واقعی دخیل می کند. زیگموند فروید و کارل جونگ (Sigmund Freud - Carl Jung) دو روانشناس، این تحول و سبک هنری را پایه گذاری نمودند. هم چنین آندره برتون (Andre Breton) نویسنده فرانسوی با نوشتن مانیفستی در زمینه هنر سورئالیسم و برگزاری نمایشگاهی در سال 1925 به همین مناسبت نقش مهمی در پرورندان و اشاعه این هنر ایفا نمود. اکثر هنرمندان قرن بیستم نظیر جرجیو دو چیریکو (1888 - 1978) (Giorgio de Chirico) نقاش و طراح ایتالیای این سبک هنری را تجربه نمودند. جرجیو در بیان هنر سورئالیسم چنین گفته است: " برای جاودان ماندن یک اثر، باید اثر از همه عناصر انسانی تخلیه و تهی گردد. منطق و حس تنها عناصر قابل درگیر شدن هستند. اما هنگامی که این موانع شکسته شوند اثر به سمت دوران کودکی، فنتزی و رویا سوق پیدا می کند"
سالوادور دالی (Salvador Dali)، رنه ماگریت (Rene Magritte) و مارک شاگال (Marc Chagall) از برجسته ترین و تاثیرگذارترین هنرمندان سورئال محسوب می شوند و کار در این سبک آنها را به سمت سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی نیز سوق داده است. برخی از نمونه آثار سورئال اکسپرسیون شامل اثر دالی "سخن خام و ناپخته" شامل یک قسمت نازک از شن و ذرات ریز است. مارک شاگال نیز اثر کلاژ خود را به صورت اشکال هندسی مثلثی و نوارهای باریک با وسایلی نظیر کاغذ و پاکت در سال 1921 ایجاد نمود.
- ۸.۶k
- ۱۶ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط