وقتی به جای کلـــاغ در آن بازی کوکانه گفتمـــــــ

وقتی به جای کلـــاغ در آن بازی کوکانه گفتمـــــــ

بــــــابــــــــاپــــر

خندیدی و گفتی :من که پـــــر ندارمـ

بزرگتر که شدمــــــ

فهمیدمــــــ که تو هم پـــــر داشتی
دیدگاه ها (۲)

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

ظاهرو باطنم همینه..

بت‌گفتم‌چقدبرام‌مهمی‌و‌تو‌به‌جای‌عشق،ازم‌کردی‌سوء‌استفاده......

وقتی ازم برای اولین بار پرسیدن قهرمان زندگیت کیه؟بدون مکث اس...

‏بی‌پول شدم تو خیابون به یه یارو گفتم داداش من تازه از زندان...

My dady پارت⑨تهیونگ: خب خب؟! لی گیهو:قـ...قربان.... تهیونگ: ...

عاشقانه های شبنم

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 224♡⁠。⁠)⁩دستم ر...

در جمع #کنگفو کاران ،بانبوه رزمی بسازیم سختاگر یار باشد جهان...

وقتی حتی وسط جنگل هم دنبال سیگنال می‌گردی… 📈🌲🐻دنیا پر از چال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط