مروری بر داستان های محلی ایران از اجنه و هیولاها

مروری بر داستان های محلی ایران از اجنه و هیولاها

در چند افسانه بختیاری با موجودی به نام الازنگی آشنا می شویم. او غولی است آدم خوار که به شکل های مختلفی در می آید در افسانه یا متل ماه تی تی یا تمتی که در فرهنگ بختیاری بسیار معروف و پرطرفدار است، هفت دختر به علت فقر و نداری خانواده ها در کوهستان رها می شوند.پس از فراز و نشیب های بسار اسیر الازنگی می شوند. الازنگی که بوی آدمیزاد را تشخیص می دهد در هیات پیرمردی از در صلح و فریب در می آید تا هفت دوشیزه را بخورد. "تمتی" که در عین حال زیباترین، کوچکترین و با هوش ترین آن هاست فریب الازنگی را نخورده بر خواب و غفلت غلبه می کند و با بریدن دست خود و پاشیدن نمک به آن تاپگاه دیوار را به خدمت می گیرد. الازنگی که اندیشه ای جز خوردن دخترکان ندارد بنده وار بهانه و دستورات تمتی را اجرا می کند از یک سو" تمتی" به دست دیو ابزار و وسایل فرار و هلاک دیو را تهیه می کند و از دیگر سو الازنگی به امید غفلت و فریب دختران صبر می کند تا آن ها به خواب روند. اما هر گاه مراجعت می کند تمتی را بیدار می بیند. تمتی پس از تهیه هفت خیگ روغن، هفت دست لباس مردانه، هفت اسب رهوار، هفت بار تیغ و سوزه و هفت من نمک به دست الازنگی آخر او را به دنبال نخود سیاه می فرستد و با گریه از او می خواهد که آب سله( سبد ته کنده) برایشان بیاورد. الازنگی به سراغ آب می رود و از دیگر سو دختران گریخته، خیگ ها را به جای خود قرار می دهند. دیو از سر خشم تهی دست و بدون آب برمیگردد تا به هر قیمتی و از سر قدرت دخترکان را بخورد اما به خیگ های روغن هجوم می آورد و متوجه فریب تمتی می شود. مسیر فرار آنان را پیش می گیرد تیغ و سوزن به پای او رفته و نمک زخم او را شدیدتر می کند. تمتی و دیگر دختران با لباس مردانه از آب عبور می کنند. الازنگی دوباره در هیات پیرمرد مهربان قصد فریب آنان را دارد در آخرین لحظه تمتی از الازنگی می خواهد که پا بر سنگ سفید بگذارد و از آب عبور کند اما سنگ سفید چیزی جز کف آب نبود و الازنگی به دست دختران به هلاکت می رسد.
دیدگاه ها (۱۰)

معذرت میخوام به خاطر گذاشتن این ویدئو گوش دختران‌ما را سال‌ه...

#حکایت_قدیمی در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که مرتب با هم ...

📌 نسخه‌ی تسلیم را در زرورق پایان جنگ پیچیده‌اند!🔻ظاهراً هم‌ز...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

بیوگرافی اوسیه جدیدم🩸✨️راستی من اوسیمو از رو خودم ساختم اخلا...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

۱- اکنون که قرار است مجلس با رعایت برخی از شاخصه‌ها و الزاما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط