{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیییلی قشنگه

خیییلی قشنگه
زوج جوانی به محل جدیدی نقل مکان کردند .
صبح روز بعد هنگامی که داشتند صبحانه میخوردند ، از پشت "پنجره" زن همسایه را دیدند که دارد لباس هایی را که شسته است آویزان میکند .
زن گفت :
ببین ؛ لباسها را خوب نشسته است !!!
شاید نمی داند که چطور لباس بشوید یا اینکه پودر لباسشویی اش خوب نیست !
شوهرش ساکت ماند و چیزی نگفت ...
هر وقت که خانم همسایه لباس ها را پهن میکرد ، این گفتگو اتفاق می افتاد و زن از بی سلیقه بودن زن همسایه میگفت ...
یک ماه بعد ، زن جوان از دیدن لباس های شسته شده همسایه که خیلی تمیز به نظر میرسید ، شگفت زده شد و به شوهرش گفت:
نگاه کن !!! بالاخره یاد گرفت چگونه لباس ها را بشوید ...
شوهر پاسخ داد:
صبح زود بیدار شدم و پنجره های خانه مان را تمیز کردم !!

زندگی ما نیز اینگونه است ؛
آنچه را که ما از دیگران می بینیم بستگی دارد به "پاکی پنجره" و "دیدی" که با آن نگاه میکنیم ...

*زندگی ما بازتاب ذهن مان است*
دیدگاه ها (۷)

شروع 🎀کفش ها و دستکش هارو پوشید و احساس احمق بودن کرد لباس ب...

«رایحه پنهان»کره جنوبی، سئول | ساعت ۱۱:۰۵ صبحبند کوله‌پشتیش ...

زوج جوانی به محل جدیدی نقل مکان کردند .صبح روز بعد هنگامی که...

زوج جوانی به محل جدیدی نقل مکان کردند .صبح روز بعد هنگامی که...

خیییلی قشنگهزوج جوانی به محل جدیدی نقل مکان کردند .صبح روز ب...

زوج جوانی به محل جدیدی نقل مکان کردند .صبح روز بعد هنگامی که...

زوج جوانی به محل جدیدی نقل مکان کردند صبح روز بعد هنگامی که ...

زوج جوانی

زوج جوانی که به محل جدیدی نقل مکان کرده بودند ، صبح روز بعدش...

.زوج جوانی که به محل جدیدی نقل مکان کرده بودند ، صبح روز بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط