پارت ۶
پارت ۶
ویو شوگا
از خواب بیدار شدم و کار های لازم رو انجام دادم یه دوش گرفتم و یه لباس خوب پوشیدم صبحونه خوردم از مامانم خودافظی کردم و راه افتادم به سمت عمارت آقای پارک
خلاصه رسید به عمارت آقای پارک و رفت داخل تا روز اول کاری شو بگذرونه.
شوگا: سلام رئیس
جیمین: سلام خوش اومدی
شوگا:ممنون من باید چیکار کنم
جیمین:صبر داشته باش دیروز بهش فکر کردم بیا بریم اتاقم بهت میگم
شوگا: بله چشم
شوگا همراه جیمین به اتاق رفت تا صحبت کنن
شوگا:خب جیمین کار من چیه
جیمین:هوم آفرین میخواستم اولین ایراد رو بگیرم خیلی باهوشی خوشم اومد
شوگا:ممنون
جیمین:خب تو فعلا خدمتکار شخصی منی و حقوقت رو هم گفتم بهت ماه به ماه اگر بیشتر ازت خوشم اومد لولت بالا تر میره بعد از یکماه اگر کارتو درست انجام دادی و پسر خوبی بودی میشی محافظ شخصی و بعد یکماه اش اگر بهتر بشی میشی دست راستم کسی که همه چی راجبم میدونه فهمیدی؟
شوگا:بله متوجه شدم امیدوارم کارهام رو درست انجام بدم تا شما راضی باشید
جیمین:خوبه...راستی همراه تغییر مقام مبلغ حقوقت هم تغییر میکنه
شوگا:بله چشم ازتون ممنونم
جیمین:خیله خوب من کار دارم باید برم تا وقتی برگردم لباس هامو بشور اتو کن مرتب بزار تو کمدم اتاقم هم تمیز کن همجا رو مرتب کن وقتی برگردم همجا باید برق بزنه فهمیدی؟
شوگا:بله چشم
جیمین:خوبه آفرین خدافظ موفق باشی
شوگا:ممنون همچنین خدانگهدار
ویو شوگا
برای اینکه کارم رو از دست ندم باید اینجا رو رو تمیز تمیز کنم خوب اول از همه لباس های کثیف رو انداختم ماشین لباس شویی بعد وسایل اتاق اش رو مرتب کردم لباس هایش رو در آوردم و اتو کردم بعد چیدم تو کمد اش رو تختی عوض کردم و انداختم تو ماشین تا شسته شه در و پنجره ها رو با میز و صندلی ها رو پارچه کشیدم زمین رو تی کشیدم دیوار ها رو گرد گیری کردم و کتاب هاشو مرتب کردم تمام پرونده هارو مرتب گذاشتم رو میزش با یه مکنده کاناپه و تخت رو تمیز کردم(مکنده نمیدونم درست گفتم یا نه همون جارو هایی که اشغال های مبل رو تمیز میکنه) هوفف فکر کنم تموم شد خیلی خسته شدم همجا رو مرتب کرده بودم خیلی خوبه حتما خوشش میاد.
بعد نیم ساعت جیمین اومد و خواست ببینه شوگا چیکار کرده همجا رو با دقت نگاه میکرد انگشتش رو رومیز و دیوار ها میکشید تا ببینه گرد و غوار داره یا نه..انگاری کارش و خوب انجام داده بود همجا تمیز بود روتختی کاناپه کمد لباس هاش پرونده هاش همچی تمیز و مرتب بود.
جیمین:خوبه آفرین عالیه کارت و خوب انجام دادی بعد غذا حقوقت رو حساب میکنم حتما خسته ای نهار رو بمون
شوگا:ممنونم ازتون نمی خوام مزاحم شم میرم
جیمین:رو حرف من حرف نزن همین که گفتم می مونی نهار میخوری بعد میری
شوگا:آخه...چشم
جیمین:خوبه بیا بریم
خلاصه جیمین و شوگا نهارشون رو باهم خوردن و جیمین حقوق اولین روز کاری شوگا رو داد شوگا هم خیلی خوشحال شد با ذوق راه افتاد تو راه برای مادرش یه غذای خوب خرید چون خودش خورده بود. رسید خونه ماجرای امروز و برای مادرش تعریف کرد و با حس خوب گرفت خوابید تا فردا.
فردا صبح.........ادامه دارد
شرط پارت بعد
۱۵ تا لایک
۱۷ تا کامنت
ویو شوگا
از خواب بیدار شدم و کار های لازم رو انجام دادم یه دوش گرفتم و یه لباس خوب پوشیدم صبحونه خوردم از مامانم خودافظی کردم و راه افتادم به سمت عمارت آقای پارک
خلاصه رسید به عمارت آقای پارک و رفت داخل تا روز اول کاری شو بگذرونه.
شوگا: سلام رئیس
جیمین: سلام خوش اومدی
شوگا:ممنون من باید چیکار کنم
جیمین:صبر داشته باش دیروز بهش فکر کردم بیا بریم اتاقم بهت میگم
شوگا: بله چشم
شوگا همراه جیمین به اتاق رفت تا صحبت کنن
شوگا:خب جیمین کار من چیه
جیمین:هوم آفرین میخواستم اولین ایراد رو بگیرم خیلی باهوشی خوشم اومد
شوگا:ممنون
جیمین:خب تو فعلا خدمتکار شخصی منی و حقوقت رو هم گفتم بهت ماه به ماه اگر بیشتر ازت خوشم اومد لولت بالا تر میره بعد از یکماه اگر کارتو درست انجام دادی و پسر خوبی بودی میشی محافظ شخصی و بعد یکماه اش اگر بهتر بشی میشی دست راستم کسی که همه چی راجبم میدونه فهمیدی؟
شوگا:بله متوجه شدم امیدوارم کارهام رو درست انجام بدم تا شما راضی باشید
جیمین:خوبه...راستی همراه تغییر مقام مبلغ حقوقت هم تغییر میکنه
شوگا:بله چشم ازتون ممنونم
جیمین:خیله خوب من کار دارم باید برم تا وقتی برگردم لباس هامو بشور اتو کن مرتب بزار تو کمدم اتاقم هم تمیز کن همجا رو مرتب کن وقتی برگردم همجا باید برق بزنه فهمیدی؟
شوگا:بله چشم
جیمین:خوبه آفرین خدافظ موفق باشی
شوگا:ممنون همچنین خدانگهدار
ویو شوگا
برای اینکه کارم رو از دست ندم باید اینجا رو رو تمیز تمیز کنم خوب اول از همه لباس های کثیف رو انداختم ماشین لباس شویی بعد وسایل اتاق اش رو مرتب کردم لباس هایش رو در آوردم و اتو کردم بعد چیدم تو کمد اش رو تختی عوض کردم و انداختم تو ماشین تا شسته شه در و پنجره ها رو با میز و صندلی ها رو پارچه کشیدم زمین رو تی کشیدم دیوار ها رو گرد گیری کردم و کتاب هاشو مرتب کردم تمام پرونده هارو مرتب گذاشتم رو میزش با یه مکنده کاناپه و تخت رو تمیز کردم(مکنده نمیدونم درست گفتم یا نه همون جارو هایی که اشغال های مبل رو تمیز میکنه) هوفف فکر کنم تموم شد خیلی خسته شدم همجا رو مرتب کرده بودم خیلی خوبه حتما خوشش میاد.
بعد نیم ساعت جیمین اومد و خواست ببینه شوگا چیکار کرده همجا رو با دقت نگاه میکرد انگشتش رو رومیز و دیوار ها میکشید تا ببینه گرد و غوار داره یا نه..انگاری کارش و خوب انجام داده بود همجا تمیز بود روتختی کاناپه کمد لباس هاش پرونده هاش همچی تمیز و مرتب بود.
جیمین:خوبه آفرین عالیه کارت و خوب انجام دادی بعد غذا حقوقت رو حساب میکنم حتما خسته ای نهار رو بمون
شوگا:ممنونم ازتون نمی خوام مزاحم شم میرم
جیمین:رو حرف من حرف نزن همین که گفتم می مونی نهار میخوری بعد میری
شوگا:آخه...چشم
جیمین:خوبه بیا بریم
خلاصه جیمین و شوگا نهارشون رو باهم خوردن و جیمین حقوق اولین روز کاری شوگا رو داد شوگا هم خیلی خوشحال شد با ذوق راه افتاد تو راه برای مادرش یه غذای خوب خرید چون خودش خورده بود. رسید خونه ماجرای امروز و برای مادرش تعریف کرد و با حس خوب گرفت خوابید تا فردا.
فردا صبح.........ادامه دارد
شرط پارت بعد
۱۵ تا لایک
۱۷ تا کامنت
- ۲.۴k
- ۱۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط