اول اگر خوشتون اومدبگید که از این مدل پست ها بذارم

اول اگر خوشتون اومدبگید که از این مدل پست ها بذارم
این خاطره مربوط به دختر خاله ا
م هست 20 سال قبل

خونمون نزدیک باغ بزرگی بود
شب. با صدا گریه بچه بیدار شدم
گریه سوزناک .آه ناله
.فکر کردم دختر عمو م هست .غرغر کردم و گفتم از دست این دختر لوس
چند دقیقه گذشت ولی صدا قطع نمیشد .
گفتم خودم برم ارومش کنم.با عمو همسایه بودیم .
از خونه با ترس خارج شدم
رفتم بیرون دیدم که تیر برق خاموشه گفتم اه این تیر برق هم که همیشه خرابه . شروع کردم به رفتن طرف خونه عمو جون
فکر میکردم صدا از اونجا میاد .چند قدم رفتم .اما انگار صدا از اونجا نبود
.برگشتم عقب خوب گوش کردم دیدم صدا از ته باغ میومد
به باغ نگاه کردم چه تاریک ودلهره آور بود اما چون تازه از خواب بیدار شده بودم هنوز تو حال خودم نبودم و توجهی به شب و ترسناک بودن اونجا نمیکردم
رفتم طرف باغ که یه نفر زد رو شونه ام
ترسیدم جیغی کوتاه کشیدم
با هزار تا ترس و لرز سرم برگروندم دیدم مامانم بود
گفت
.کجا دختر دیونه
_من: فرنوش (دختر عموم)رفته تو باغ گریه میکنه میخوام برم بیارمش .ببین چه بد گریه میکنه
_مامان :دیونه شدی صدای گریه کجا بود .فرنوش که رفت خونه داییش
برگشتیم خونه .بابا هم بیدار شد .
صدا گریه قطع نمیشد چه گریه سوزناکی .
اما بابا هم نمیشنید صدا رو .خوابیدم درحالیکه صدا گریه قطع نمشد.چه قدر ناله میکرد

صبح با صدا جیغ ها وگریه همسایه بیدار شدم
پسر بچه همسایه به قتل رسید بود خونه اون پسر بچه بعد از باغ بود . توسط یک ادم شیطان صفت .بعد از تجاوز به پسر اون رو کشته بود( اون شب پدر ومادرش خونه نبودند پسر پیش مادر بزرگش بود )
(این داستان کاملا واقعی هست )
دیدگاه ها (۷۰)

وقتی عموت بود

Pat:9اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جونگکوک گفت که بیا امشب با هم ...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

پارت ۴ (سرنوشت)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٢از بابام خداحافظی کردم سوار هواپیما ...

پنهان عشق

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

عشق خیانت انتقام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط