{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Pat:9

Pat:9
اسم: عاشق چشماش شدم
ا.ت . جونگکوک گفت که بیا امشب با هم بخوابیم.
من . 😲
جونگکوک . 😁
ا.ت . سریع خودمو جمع کردم ولی بدون فکر گفتم باشه.
جونگکوک . 😲
ا.ت . قرار شد امشب یه شب دل نشین بشه
(ادمین:بهار چی میگی خدا وگیلی؟😅🤦‍♀️)
فردا صب که از خواب بیدار شدیم جونگکوک رو ندیدم. نمی دونم چرا ولی ناخداگاه زدم زیر گریه.
جونگکوک . صدای ا.ت رو شنیدم. داشت ناله می کرد. رفتم پیشش دیدم داره گریه می کنه. دویدم بغلش کردم. گریه میکرد و ترسیده بود. احتمالا خواب دیده بود.
ا.ت . گریه رو تموم کردم و سفت بغلش کردم و پرتش کردم روی تخت.
جونگکوک : یا دستام جربه بچه چیکار می کنی؟
ا.ت . کی ازم خواستگاری می کنی؟
جونگکوک . 😯
ا.ت . خب راست میگم دیگه. تو ازم خاستگاری نمی کنی برای همین گریه کردم.
جونگکوک . زود میام خاستگاریت دیگه گریه نکن باشه؟
ا.ت . باشه.
جونگکوک . آفرین بچه ی خوب برو دستشویت رو برو.
ا.ت . باشه.
ا.ت . رفتم دست شویی. حالت تهوع داشتم. ترسیدم. به جونگکوک گفتم باید برم بیرون.
جونگکوک . کجا عزیزم ما هنوز صبحانه نخوردیم.
ا.ت . خداحافظ.
جونگکوک . دیدم ا.ت دوید و رفت. عصبانی شدم.
ا.ت ‌. رفتم دکتر تا آزمایش بدم. وقتی تموم شد یه ساعت نشستم تا جواب رو بدن.
تست بیبی چکم رو گرفتم و ........

برای پارت بعدی به 200 تایی برسونینم.
لایک یادتون نرههه عشقای منننننن😍🥰😘🤩❤️
بوس بوس😘😘
دیدگاه ها (۰)

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

فیک جونگکوک

همسر غیره منتظره

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط