ایدل من
پارت۱۸
ویو سانگ ژه♡~~~♡~~~~~♡~~~~~~
رفتم تواتاق تهیونگ داشت آماده میشد که دوش بگیره
&بیب اومدی
*اهم من برم دوش بگیریم
&منم میخواستم برم باهم بریم
*اه تهیونگ شی اول من میریم بعد تو
&پوزخند اوکی بیب
ویو سانگ ژه ☆☆~~~~~~~~
رفتم حموم کردم اومدم بیرون
&بیبی کوچولو من تموم کرد
+اهم
تهیونگ داشت نزدیکم میشد که خوردم به دیوار
&بدون لباس میومدی بهتر بود بیب
گلوم قورت دادم
*ام چیزه من برم سریع آماده شم
&او صبر کن یه بوس بده بعد برو
بوسه کوچولو رو لبم گذاشتم اه بلاخره رفت قلبم یکم دیگه میزد بیرون رفت حموم منم شروع کردم خشک کردن موهام تهیونگ از حموم زد بیرون لباساشا پوشیده بود
&بیبی تو هنوز عوض نکردی
* ام نه اینا رو پوشیدم اول موهامو خشک کنم
&همه چی به تو میات با اینا هم بری بازم خوشکلی
زبان نویسنده ◇__________~~~~~~~~
به سمت سانگ ژه حرکت کرد و دور کمرشو گرفت بوسیدش که سونگمین اومد داخل
+او تهیونگ شی گفتم که تو هنوز با من مسابقه ندادی و مراحل رو رد نکردی برو کنار
&او باشه ولی زودتر چون نمیتونم تحمل کنم
+اه سانگ ژه
*جونم خره
+ای اوف ولش ببین به آرایشم نگاه کن خوبه دیگه حس میکنم خط چشمم قرینه نیست
*توهم نزن عالی شدی مثل میمون
+ای کثافت نه جدیم
*خوب منم جدیم عالی
+اه مرسی
*نرو بیا میخوام لباس بپوشم زیپومو ببند
&بیبی من هستم
+اما تو مراحل رو رد نکردی
&مگه جونگ کوک مراحلو رد کرد که زیپتو بست پوزخند
+تو از کجا میدونی کوکی بسته
&خب لباست زیپ داره و تو نمی تونی ببندی قطعا جونگ کوک بسته
*من کمک نخواستم خودم میبندم غلط کردم اصن گفتم کم میخوام
+او باشه من میریم تهیونگ شی حواسم بهت حس
&پوزخند
&ببیب لباساتو بپوش که زیپشو ببندم
*اهم باشه
ویو سانگ ژه ♡♡__________________
لباسامو پوشیدم خیلی کوتاه و خفن و باز بود ولی در کنارش یه لباس عالی بود
&اوه حس نمکنی زیاد هات شدی لباس باز و کوتاه
*ام خوب نشدم
&عالی شدی بیا زیپتو ببندم
زبان نویسنده♡♡___________
رفت سمتش که زیپشو بست و برگردوندش اه بیب امشب کارت سخته
*اما اما چیزه سونگمین اجازه نداد
&سونگمین خودشم کارش سخته
زبان نویسنده □~~□~~~~~~
سانگ ژه رفت که آرایش کن آماده شد و نشست رو تخت
ویو سا نگ ژه
الان چیکار. کنم اون داشت موهاشو درست میکرد اذیتش کنم اه بد نشه برا خودم اذیتش میکنم بعد فرار میکنم
*تهیونگ شی
&جونم
*بیبی
&جونم بگو
*دد اااا ام هیچی خواستم ببینم چطور شدی
ویو سانگ ژه ☆~~~~~☆~~~~~~~~~☆
اصن اونو نباید میگفتم واقعن بد میشدم برام
&تو چی گفتی به من گفتی ددی درست شنیدم
*نه اصن به کارت برس الان میریم
&ام باشه میدونم کامل نگفتی البته حسابتو میرسم
ویو سونگمین ♡~~~~~~~~~~~~~~~~\
میکاپم تومو شد
+دددد بیبی چطور شدم
_بازم کامل نگفتی گفتم بار بعدی کامل کن جدی بگو جونم چی میخوای
+ام چطور شدم
_مثل همیشه عالی هات جذاب میدونی منتظرم بریم بار بیایم حساب اینو پس بدی
+خنده من حسابی به کسی نداریم
_داری خوبم داری میفهمی حسابت چیه پوزخند
زبان نویسنده ◇~~◇~~◇~~◇~~
جونگ کوک تموم کرد
و رفت سمت سونگمین ویه کیس از لباش کرد
_اه بیب داری دیونم میکنی
+لبخند اه پس که اینطور بیب
_میشه نریم بار ما باهم اینجا بمونیم
+نچ بیا بریم نمیشه
_باشه پس تلافی میکنم
ویو سانگ ژه♡~~~♡~~~~~♡~~~~~~
رفتم تواتاق تهیونگ داشت آماده میشد که دوش بگیره
&بیب اومدی
*اهم من برم دوش بگیریم
&منم میخواستم برم باهم بریم
*اه تهیونگ شی اول من میریم بعد تو
&پوزخند اوکی بیب
ویو سانگ ژه ☆☆~~~~~~~~
رفتم حموم کردم اومدم بیرون
&بیبی کوچولو من تموم کرد
+اهم
تهیونگ داشت نزدیکم میشد که خوردم به دیوار
&بدون لباس میومدی بهتر بود بیب
گلوم قورت دادم
*ام چیزه من برم سریع آماده شم
&او صبر کن یه بوس بده بعد برو
بوسه کوچولو رو لبم گذاشتم اه بلاخره رفت قلبم یکم دیگه میزد بیرون رفت حموم منم شروع کردم خشک کردن موهام تهیونگ از حموم زد بیرون لباساشا پوشیده بود
&بیبی تو هنوز عوض نکردی
* ام نه اینا رو پوشیدم اول موهامو خشک کنم
&همه چی به تو میات با اینا هم بری بازم خوشکلی
زبان نویسنده ◇__________~~~~~~~~
به سمت سانگ ژه حرکت کرد و دور کمرشو گرفت بوسیدش که سونگمین اومد داخل
+او تهیونگ شی گفتم که تو هنوز با من مسابقه ندادی و مراحل رو رد نکردی برو کنار
&او باشه ولی زودتر چون نمیتونم تحمل کنم
+اه سانگ ژه
*جونم خره
+ای اوف ولش ببین به آرایشم نگاه کن خوبه دیگه حس میکنم خط چشمم قرینه نیست
*توهم نزن عالی شدی مثل میمون
+ای کثافت نه جدیم
*خوب منم جدیم عالی
+اه مرسی
*نرو بیا میخوام لباس بپوشم زیپومو ببند
&بیبی من هستم
+اما تو مراحل رو رد نکردی
&مگه جونگ کوک مراحلو رد کرد که زیپتو بست پوزخند
+تو از کجا میدونی کوکی بسته
&خب لباست زیپ داره و تو نمی تونی ببندی قطعا جونگ کوک بسته
*من کمک نخواستم خودم میبندم غلط کردم اصن گفتم کم میخوام
+او باشه من میریم تهیونگ شی حواسم بهت حس
&پوزخند
&ببیب لباساتو بپوش که زیپشو ببندم
*اهم باشه
ویو سانگ ژه ♡♡__________________
لباسامو پوشیدم خیلی کوتاه و خفن و باز بود ولی در کنارش یه لباس عالی بود
&اوه حس نمکنی زیاد هات شدی لباس باز و کوتاه
*ام خوب نشدم
&عالی شدی بیا زیپتو ببندم
زبان نویسنده♡♡___________
رفت سمتش که زیپشو بست و برگردوندش اه بیب امشب کارت سخته
*اما اما چیزه سونگمین اجازه نداد
&سونگمین خودشم کارش سخته
زبان نویسنده □~~□~~~~~~
سانگ ژه رفت که آرایش کن آماده شد و نشست رو تخت
ویو سا نگ ژه
الان چیکار. کنم اون داشت موهاشو درست میکرد اذیتش کنم اه بد نشه برا خودم اذیتش میکنم بعد فرار میکنم
*تهیونگ شی
&جونم
*بیبی
&جونم بگو
*دد اااا ام هیچی خواستم ببینم چطور شدی
ویو سانگ ژه ☆~~~~~☆~~~~~~~~~☆
اصن اونو نباید میگفتم واقعن بد میشدم برام
&تو چی گفتی به من گفتی ددی درست شنیدم
*نه اصن به کارت برس الان میریم
&ام باشه میدونم کامل نگفتی البته حسابتو میرسم
ویو سونگمین ♡~~~~~~~~~~~~~~~~\
میکاپم تومو شد
+دددد بیبی چطور شدم
_بازم کامل نگفتی گفتم بار بعدی کامل کن جدی بگو جونم چی میخوای
+ام چطور شدم
_مثل همیشه عالی هات جذاب میدونی منتظرم بریم بار بیایم حساب اینو پس بدی
+خنده من حسابی به کسی نداریم
_داری خوبم داری میفهمی حسابت چیه پوزخند
زبان نویسنده ◇~~◇~~◇~~◇~~
جونگ کوک تموم کرد
و رفت سمت سونگمین ویه کیس از لباش کرد
_اه بیب داری دیونم میکنی
+لبخند اه پس که اینطور بیب
_میشه نریم بار ما باهم اینجا بمونیم
+نچ بیا بریم نمیشه
_باشه پس تلافی میکنم
- ۷.۷k
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط