جان بخٖواه از من بیدل

جان بخٖواه از من بیدل
که روانت بدهم

بجز از جان ز مـن آخـر
چه تمناست ترا
دیدگاه ها (۱)

به قول جناب اوحدیدل ترا دوست تر از جان دارد من از آن دوست تر...

آیی و بگذری زِ من و باز ننگریای جانِ من فدای تو، این نیز بگذ...

عاشقانه های شبنم

سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان‌فزای منجور مکن جفا مکن نیست جفا س...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

گرت روزی به کام خویشتن بینم، چه خواهد شدوگر از گلشن وصلت گلی...

سلام امام زمانمسلام مهدی جانبیا که بی تو دل من بهانه می‌‌گیر...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط