کَشان کشان تو مرا کی بکشانی به نور
کَشان کشان تو مرا کی بکشانی به نور
نشان بده ، تو مرا تا که نخفتم به گور
نگو روم ، نگو تا جان بنیفتد شمار
بیا و تا ، که شوم از نفست چون بهار
امان بده که نفس تازه کنم جانِ جان
جوان بده ، که رود پیر ز جانم دَوان
روح دمم ، که شوم از تن خاکم جدا
نوح شوم ، و به کشتی تو آیم الا
خزان خزان ، بشدم زرد زِ شیطانیان
بمان بمان ، تو بمان در برِ زندانیان
خبر خبر ، خبری شد خبری عاقبت
بیا بیا ، که مریض است این جانبت
علی علی ، تو به والله تمام منی
دل ببَری ، همه شب ماهِ تمام منی
قسم قسم ، به رهت جان بدهم مرتضی
رسم قسم ، به دو چشمان سیاهت شَها
نشان بده ، تو مرا تا که نخفتم به گور
نگو روم ، نگو تا جان بنیفتد شمار
بیا و تا ، که شوم از نفست چون بهار
امان بده که نفس تازه کنم جانِ جان
جوان بده ، که رود پیر ز جانم دَوان
روح دمم ، که شوم از تن خاکم جدا
نوح شوم ، و به کشتی تو آیم الا
خزان خزان ، بشدم زرد زِ شیطانیان
بمان بمان ، تو بمان در برِ زندانیان
خبر خبر ، خبری شد خبری عاقبت
بیا بیا ، که مریض است این جانبت
علی علی ، تو به والله تمام منی
دل ببَری ، همه شب ماهِ تمام منی
قسم قسم ، به رهت جان بدهم مرتضی
رسم قسم ، به دو چشمان سیاهت شَها
- ۳.۱k
- ۳۰ مرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط