{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل یک روحی ؛ رها از بند زندان و تنی!

مثل یک روحی ؛ رها از بند زندان و تنی!
دور هم باشی اگر از من ٬ همیشه با منی
خوب می دانی که در قلبم کسی جای تو را ...
بعد ِ تو دنیا برای من به قدر ارزنی ...
تو همیشه بی خبر مهمان بغضم می شوی
بی هوا از چشم های خسته ام سر می زنی
خسته ای از این همه طوفان پی در پی ولی
تو امید آخر عشقی ٬ نباید بشکنی !
گرمی دست تو غم را از دل من می برد
مثل یک آتش که می افتد به جان خرمنی

این همه مهر و محبت کار دستت می دهد
وای از آن روزی که دستت می رسد پیراهنی...
اِن یکادُ الذینَ ... چشم نامحرم به دور !
چشم این قوم و ادمای شوم ِ ناتنی!
من نمی خواهم که هرشب یاد تو باشم ولی٬
تو مگر از خواب های خسته ام دل می کنی؟!
دوست داری بازهم "پروانه تر" از این شوی؟
که تمام لحظه هارا پیله دورت می تنی؟

رد پایت را مگیر از کوچه های این غزل
گرچه تو تنها دلیل شاعری های منی...
پس بمان عشقم....بمان که تو دلیل بودنی
دیدگاه ها (۱)

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

😞🧡... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

حالِ خوبِ من، گره خورده به نگاهِ تو…وقتی دلتنگ می‌شویم، فقط ...

ای در آغوش تو آرام ترین خواب جهانچهره ی ماه تو در چشمه ی مهت...

تو جان بودی، جهان بودی، تمام داستان بودیپناه قلب های خسته از...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط