چشم پدر

چشم پدر

پدر من تو رو میپرستم فقط از تو یاری میخوام به من انرژی بده تا بتونم از پس مشکلاتم سر بلند در بیام،میدونم کنارت قویترین موجود توی دنیا میشم.
پدر:تو میتونی پسر ولی چرا فریاد نمیزنی این گرایشات دردناکت رو چرا نمیگی چه بلایی سرت اومده چرا نمیگی دختر بچه توی گونی رو چکار کردن نمیگی چیزایی که هر روز میبینی رو چرا نمیگی اونا ادم نیستن چه جنایتهایی میکنن ؟

من:چی رو بگم از وقتی فرزند دومش متولد شد همه رو بی حس کرده هیشکی نمیفهمه که چه حسهایی درونشونه هیشکی نمیفهمه چون ایمان به تو رو فراموش کردن.
پدر:از یحیی کمک بگیر و بگو که تو و هر کس نزدیک منه فرزندمه ازین به بعد پسرم نگو من، غرور خود شیطانه.
پسر:چشم پدر
پدر:برای نجات هر نفر تلاش کن فقط 21 کلید تا مرگ مادرت مونده نزار بیفته دستشون اولین هر کلید جنگ بزرگی راه میندازه .
http://uupload.ir/filelink/FRS4ySHod61X/rmvu_04_eye_of_god.mp3

تفکر کنید تصاویر قبل را و تحقیق کنید واژه های نامفهومم را
ترسناکتر از حرفهایم افکار انها است . #دورگها
دیدگاه ها (۱۰)

سناریو اوبیکاکا

http://uupload.ir/filelink/FG5SwlOEEdh2/fywf_09_when_winter_...

pt 5

__عروسک خانوم من__

★چند پارتی★#تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی pirt: 1سلام، من سئویون...

سناریو

پارت 24

پارت4⛩️🌡yummy Blood

نام رمان : حریف سرنوشت نمیشیبه قلم : مونا.ستعداد صفحات :۱۸۵ ...

*پارت دوازدهم*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط