سناریو
#سناریو
#درخواستی
#جونگین
÷چشم ارباب 🤣
+ارباب و کوفت بریم 😅
پدر جونگین : پ.ج
پدر پی یول : پ.ی
پ.ج : کجا رفتین شما دوتا
÷رفتیم داخل یکم سردمون بود
پ.ی : الانا آتیش بازی شروع میشه بیاین دنگاه کنیم
( پرررر فرررر پوررر فوررررر )🎆🎆
ویو ا.ت
با صدای آتیش باری در بالکن رو باز کردم و رفتم رو لبه و آتیش بازی رو نگاه کردم و.....
ویو جونگین
داشتم از آتیش بازی لذت میبردم که چشمم افتاد تو کاخ کیم وایسا ببینم اون ا.ت نیست ( ۷ دقیقه به هم نگاه میکنن )
ویو ا.ت
-اون چه مرضی دار چرا به من نگاه میکنه
م.ت : ا.ت
-م.....مامان...تو.....چجوری اومدی تو؟
م.ت : باهوش کلید دارم
م.ت : بیا این ور پیدایی پسر خونواده یانگ هم تورو دیده
-باشه مادر
م.ت : بله ؟
-فردا نمیرم مدرسه
م.ت : به مدرسه گفتی ؟
-آره
م.ت : خب به هر حال من میدونستم فردا نمیری ولی
-ولی چی
م.ت : پرده هارو بکش نمیخوام کسی تورو ببینه
-باشه مادر برو
م.ت : بخواب زیاد نرو تو گوشی
-باشه
*گشادیم میاددددد*
یک هفته بعد ویو ا.ت تو مدرسه
توی این یک هفته قلدری های جونگین کمتر شده ولی همش حس سنگینی دارم انگار چنتا سنگ به کولم آویزنه ( دوستان عزیز این فیکو وقتی نوشتم که چشام همش خواب میرفترو هیچینمیدید و املای کلماتم خیلی اشتباه هست توشون )
-یونا
÷چی میخوای
-س....سرم داره.....گیج میره
÷ا.ت ا.تتتتتتتتتت به هوش بیاااااا
÷یکی کمک کنههههه
÷ا.تتتتتتتتتتتتتت
شرایت پارت بعدی ۲۵ لایک و ۲۰ کامنت
iris
#درخواستی
#جونگین
÷چشم ارباب 🤣
+ارباب و کوفت بریم 😅
پدر جونگین : پ.ج
پدر پی یول : پ.ی
پ.ج : کجا رفتین شما دوتا
÷رفتیم داخل یکم سردمون بود
پ.ی : الانا آتیش بازی شروع میشه بیاین دنگاه کنیم
( پرررر فرررر پوررر فوررررر )🎆🎆
ویو ا.ت
با صدای آتیش باری در بالکن رو باز کردم و رفتم رو لبه و آتیش بازی رو نگاه کردم و.....
ویو جونگین
داشتم از آتیش بازی لذت میبردم که چشمم افتاد تو کاخ کیم وایسا ببینم اون ا.ت نیست ( ۷ دقیقه به هم نگاه میکنن )
ویو ا.ت
-اون چه مرضی دار چرا به من نگاه میکنه
م.ت : ا.ت
-م.....مامان...تو.....چجوری اومدی تو؟
م.ت : باهوش کلید دارم
م.ت : بیا این ور پیدایی پسر خونواده یانگ هم تورو دیده
-باشه مادر
م.ت : بله ؟
-فردا نمیرم مدرسه
م.ت : به مدرسه گفتی ؟
-آره
م.ت : خب به هر حال من میدونستم فردا نمیری ولی
-ولی چی
م.ت : پرده هارو بکش نمیخوام کسی تورو ببینه
-باشه مادر برو
م.ت : بخواب زیاد نرو تو گوشی
-باشه
*گشادیم میاددددد*
یک هفته بعد ویو ا.ت تو مدرسه
توی این یک هفته قلدری های جونگین کمتر شده ولی همش حس سنگینی دارم انگار چنتا سنگ به کولم آویزنه ( دوستان عزیز این فیکو وقتی نوشتم که چشام همش خواب میرفترو هیچینمیدید و املای کلماتم خیلی اشتباه هست توشون )
-یونا
÷چی میخوای
-س....سرم داره.....گیج میره
÷ا.ت ا.تتتتتتتتتت به هوش بیاااااا
÷یکی کمک کنههههه
÷ا.تتتتتتتتتتتتتت
شرایت پارت بعدی ۲۵ لایک و ۲۰ کامنت
iris
- ۱۸.۷k
- ۰۸ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط