هر یک از زنانی

هر یک از زنانی
که زمانی
بی تفاوت از کنارشان گذشته ای
تمام دنیای مردی بوده اند
همین زن که از اتوبوس پیاده شد
با چشمهای معمولی
و کیفی معمولی تر
و تو معصومش پنداشتی
روزی
جایی
کسی را آتش زده
با همان ساقهای معمولی
و انگشتهای کشیده
شک ندارم
مردی هست
که هنوز
در جایی از جهان
منتظر است آن زن
خوشبختی را در همان کیف چرم معمولی
به خانه اش ببرد...
دیدگاه ها (۱)

هر یک از زنانیکه زمانیبی تفاوت از کنارشان گذشته ایتمام دنیای...

هر یک از زنانی کهزمانی بی تفاوتاز کنارشان گذشته ایتمام دنیای...

هر یک از زنانیکه زمانیبی تفا وت از کنارشان گذشته ایتمام دنیا...

هر یک از زنانیکه زمانیبی تفا وت از کنارشان گذشته ایتمام دنیا...

هر یک از زنانی کهزمانی بی تفاوتاز کنارشان گذشته ایتمام دنیای...

هر یک از زنانیکه زمانیبی تفا وت از کنارشان گذشته ایتمام دنیا...

هر یک از زنانیکه زمانیبی تفاوت از کنارشان گذشته ایتمام دنیای...

هر یک از زنانی که زمانی بی تفاوتاز کنارشان گذشته ایدتمام دنی...

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوی...

بلاتکلیفی خانواده قربانیان یک آتش سوزی☆سهیل به نقل از روزنام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط