{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی...

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی...
بی من از شهر سفر کردی و رفتی...
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم...
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم...
تو ندیدی....
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی...
چو در خانه ببستم...
دگر از پای نشستم...
گوئیا زلزله آمد...
گوئیا خانه فرو ریخت سر من...
بی تو من در همه ی شهر غریبم...
بی تو کس نشنود ازین دل بشکسته صدایی...
بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی...
تو همه بود و نبودی...
تو همه شعر و سرودی...
چه گریزی ز بر من...
که ز کویت نگریزم...
گر بمیرم زغم دل..
با تو هر گز نستیزم...😢
دیدگاه ها (۲)

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونمتو چه سان می ...

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونم تو چه سان می ...

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونمتو چه سان می ...

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونمتو چه سان می ...

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونمتو چه سان می ...

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم صید افتاده به خونم تو چه سان می ...

پاسخ به شعر کوچه فریدون مشیری(پست قبلی رو ببینین)بی تو طوفان...

بی تو طوفان زده دشت جنونمصیدافتاده به خونمتو چه‌سان می‌گذری ...

بی من از کوچه گذر کردی و رفتیبی من از شهر سفر کردی و رفتیقطر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط