چقـــــدر می ترسم

چقـــــدر می ترسم
تو" را نبوسیده
از دنـــــیا بروم
اصلن کجا می توانم بروم؟
وقتـــــی می دانم تمبرها
تا لبان پاکت را نبوسند
به هیچ کجا نمی رسند!


‌‌‎‌‎
دیدگاه ها (۶)

با هم دکلمه ای گوش کنید

نمی‌دانم با تو چه کرده‌ام که این‌گونه به تو وابسته‌ام… فقط م...

خوب می دانم بعد از "تو"دیگر هیچ وقتآن آدم قبل نخواهم بودنه ا...

🕊✍️دلنوشته ایی برای پدرم🕊فکر تو را حتی در میان خنده‌هایم نمی...

در میان تمام زیبایی‌های این دنیا، هیچ‌کدام به عمقِ نگاه تو ن...

پاییز از راه رسید و به روزهای بدون تو فکر میکنمبه تمام لحظات...

دلم می‌خواهد بیدار شوم و همین‌طور بیدار بمانم و نگاه کنم، وق...

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

پروانه جان

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط