{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهمن جان به قلبِ زمستانم خوش آمدی

بهمن جان به قلبِ زمستانم خوش آمدی

به روزهای سفید و برفیِ تنهایی ام
به ساعت هایِ تاریکِ شبهایم.
به سردیِ دست هایم در تمام خیابان هایِ شهرم و قدم زدن های طولانی زیر فتیله های برفی؛
راستش میخواهم برایت بگویم
هرکجا که می نشینم و هر چشم هایی را که میبینم از فصل و سرمایت ؛
از سوز و برف ات می نالند.
میدانم قلب ات را دستت گرفته ای و با التماس نگاه میکنی که من همینم که باید باشم!
لطفا من را همین طور که هست دوست داشته باشید؛
من تورا جای تمام آنهایی که سردی و بی حوصلگی هایت را به آغوش نکشیدند و چشم روی مهربانی ات را بستند؛
قَدر ات را میدانم و دوستت خواهم داشت.
همه ی روزهای سفید ات فکر میکنم تو چقدر خوب به ما زندگی مان جلا بخشیدی.
تو همانی هستی که همیشه نشان میدهی و آدم تکلیف دل و زندگی اش را با خودش می داند.
بیخیالِ غر زدن های گاه و بی گاهِ مَردم.
من هنوز به رسمِ بچگی هایم شب ها برف را از پنجره ی اتاقم تماشا میکنم و صبح های زود به شوق راه رفتن روی سپیدیِ شهرم ؛
چشم هایم را محکم می بندم.
تو زیباترین ماهِ زمستانی ؛
و فصلِ تو یک رنگ تر و مهربان تر از هر فصلِ دیگری ست.
دیدگاه ها (۱)

به اشک گفتم:تو کیستی؟چرا هر وقت دلم می‌شکند،تو زودتر از همهخ...

خدای من!!! در هر ثانیه ای که میگذردبی شمار نعمت بر من ارزانی...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

عاشقانه های شبنم

هر کجا جایش نبوده رفع زحمت کرده استقلب من تنهاست، چیزی نیست،...

کیم نامجون؛امروز، جهان یک دلیلِ دیگر برای لبخند زدن دارد.روز...

‌˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِالْحُ‌ـسِی‍ـنۡ...˹🤍🕊️ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط