{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و مجروح شد...

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و مجروح شد...
یک روحانی او را دید -و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت: این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...!

*زیادی مسائل را پیچیده جلوه ندهید و از تفاسیر بپرهیزید،
گاهی فقط یک اقدام ساده لازم است...
دیدگاه ها (۳۶)

سلام

سلام

محمد:🌺 سیزده هم نزدیک شد...🌺 از خدا میخوام:🌸 غماتون گره خ...

قبل ازانجام کاری به فکر پایانش باشین

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و کمک خواست یک دانشمند عمق چاله...

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ... یک روحانی...

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ... یک روحان...

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...یک روحانی ا...

#داستان_امشب...روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد...

🔶 روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …یک پدر روحا...

داستان کوتاه ........Untitled-2روزی مردی داخل چاله ای افتاد ...

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...یک پدر روحا...

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …یک پدر روحانی...

روزی مردی داخل چاله ای افتادو بسیار دردش آمد …یک پدر روحانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط