ما دوتا جبرْ به ماندن، دو نفر مجبوریم

ما دوتا جبرْ به ماندن، دو نفر مجبوریم
ما دوتا حکم سَلیسیم، دو باید ‌بشوی
ما دو ما قبل هر آن چیز، دوتا روز اَزَل
شاید این بار نرفتی و مُردد بشوی

تازه بعد از تو به خود آمدم و فهمیدم
که چه اندازه به دنیای تو وابسته شدم
آینه فحش بدی بود مرا میفهمید
که چقدر از خودم و سوختنم خسته شدم...

| علیرضا آذر |
دیدگاه ها (۱)

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

Fourteen

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁴ویو میکا_____ماشین از...

تازه بعد از تو به خود آمدم و فهمیدمکه چه اندازه به دنیای تو ...

آه ناجور کشیدی نگذارم برویقسمم دادی و من مانع رفتن نشدماز غر...

تازه بعد از توبه خود آمدم و فهمیدم... که چه اندازهبه دنیای ت...

تازه بعد از تو به خود آمدم و فهمیدم تا چه اندازه به دنیای تو...

تازه بعد از توبه خود آمدم و فهمیدم که چه اندازه به دنیای تو...

تازه بعد از توبه خود آمدم و فهمیدم که چه اندازه به دنیای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط