آنها چفیه داشتند...... من چادر دارم

آنها چفیه داشتند...... من چادر دارم

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...

من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم...

آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...

من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم...

آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند...

من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم...

آنان چفیه را سجاده می کردند وبه خدا می رسیدند ...

من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم...

آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند ...

من وقتی چادری می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم...

آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند...

من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنها باشم ....
دیدگاه ها (۵)

آنها چفیه داشتند...... من چادر دارمآنان چفیه می بستند تا بسی...

انها چفيه داشتند...... من چادر دارم .آنان چفیه می بستند تا ب...

آنها چفیه داشتند… من چادر دارم….آنان چفیه می بستند تا بسیجی ...

آنها چفیه داشتند… من چادر دارم….آنان چفیه می بستند تا بسیجی ...

آن ها چفیه داشتند… من چادر دارم!! آنان چفیه می بستند تا ب...

✨﷽✨#شهیدانه#چفیه#چادرآنها #چفیه داشتند...من #چادر دارم...آنا...

✥آنها چفیه داشتند… ✥من چادر دارم….✥آنان چفیه می بستند تا بسی...

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...من چادر می پوشم تا ...

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...من چادر می پوشم تا ...

آن ها چفیه داشتند…من چادر دارم!!!آنان چفیه می بستند تا بسیجی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط