بسیجی شهید حمزه ی مژده
بسیجی شهید حمزه ی مژده
فرزند : عبدالله
محل تولد: چاه نو(شهرستان لامرد )
تاریخ تولد:۴/۲/۱۳۳۷
محل شهادت: تنگ چزابه
تاریخ شهادت : ۲۴/۱۰/۱۳۶۰
چه غمناک خواهد بود آنگاه که کربلای چزابه به سخن آید و درد مندترین قصه ی حماسه ی هشت سال دفاع مقدس را برای اهالی تاریخ روایت کند. روایتی که در گمنام ترین روز تاریخ اتفاق افتاد و خاک سوزان چزابه را قداست بخشید. امروز که از واحه های این سرزمین می گذریم اگر گوش دل را به نجوای نهفته در سکوت آن بسپاریم ، فریاد های نیمه تمام الله اکبر های شهید حمزه ی مژده را که از گلوی بریده اش در خاک این سرزمین به خون نشست خواهیم شنید. شهید حمزه ی مژده در سال ۱۳۳۷ در “چاهنو علیا ” دیده به جهان گشود. در اوایل زندگی وجود پدر را از دست داد و در دامن مادری مهربان پرورش یافت. تحصیلات ابتدایی را تا کلاس ششم نظام قدیم در ” کهوردان ” پشت سر نهاد و سپس برای تأمین مخارج خانواده راهی کشور ابوظبی گردید.همزمان با اوج گیری انقلاب اسلامی، در پایگاه هوایی بوشهر مشغول خدمت سربازی بود. به فرمان امام (ره) پادگان را رها کرد و به صفوف مبارزان پیوست. پس از پیروزی انقلاب،خدمتگزاری صادق و دلسوز برای مردم بود و آنان وی را به عضویت شورای اسلامی محل برگزیده بودند. هنگامی که آتش جنگی خانمان سوز برا فروخته شد، کوله بار مسئولیت شیعه بودن را بر دوش کشید و عاشقانه عازم میدان های جنگ گردید. چند روزی در شهر آزاد شده سوسنگرد گذراند و سپس به بستان رفت. در جبهه ی تنگ چزابه هنگامی که در زیر باران آتش دشمن مشغول حمل سلاح بود ، بر اثر اصابت ترکش داغ خمپاره سرش از پیکر جدا شد و در زیباترین حالت به دیدار پروردگار شتافت.
فرزند : عبدالله
محل تولد: چاه نو(شهرستان لامرد )
تاریخ تولد:۴/۲/۱۳۳۷
محل شهادت: تنگ چزابه
تاریخ شهادت : ۲۴/۱۰/۱۳۶۰
چه غمناک خواهد بود آنگاه که کربلای چزابه به سخن آید و درد مندترین قصه ی حماسه ی هشت سال دفاع مقدس را برای اهالی تاریخ روایت کند. روایتی که در گمنام ترین روز تاریخ اتفاق افتاد و خاک سوزان چزابه را قداست بخشید. امروز که از واحه های این سرزمین می گذریم اگر گوش دل را به نجوای نهفته در سکوت آن بسپاریم ، فریاد های نیمه تمام الله اکبر های شهید حمزه ی مژده را که از گلوی بریده اش در خاک این سرزمین به خون نشست خواهیم شنید. شهید حمزه ی مژده در سال ۱۳۳۷ در “چاهنو علیا ” دیده به جهان گشود. در اوایل زندگی وجود پدر را از دست داد و در دامن مادری مهربان پرورش یافت. تحصیلات ابتدایی را تا کلاس ششم نظام قدیم در ” کهوردان ” پشت سر نهاد و سپس برای تأمین مخارج خانواده راهی کشور ابوظبی گردید.همزمان با اوج گیری انقلاب اسلامی، در پایگاه هوایی بوشهر مشغول خدمت سربازی بود. به فرمان امام (ره) پادگان را رها کرد و به صفوف مبارزان پیوست. پس از پیروزی انقلاب،خدمتگزاری صادق و دلسوز برای مردم بود و آنان وی را به عضویت شورای اسلامی محل برگزیده بودند. هنگامی که آتش جنگی خانمان سوز برا فروخته شد، کوله بار مسئولیت شیعه بودن را بر دوش کشید و عاشقانه عازم میدان های جنگ گردید. چند روزی در شهر آزاد شده سوسنگرد گذراند و سپس به بستان رفت. در جبهه ی تنگ چزابه هنگامی که در زیر باران آتش دشمن مشغول حمل سلاح بود ، بر اثر اصابت ترکش داغ خمپاره سرش از پیکر جدا شد و در زیباترین حالت به دیدار پروردگار شتافت.
- ۱.۷k
- ۲۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط