{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دار

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دار
آیینه شدم ، محوشدی، تکه و تکرار

باید بنشینم ، بنوازم ، بنوازی

شهناز شوم ، ناز شوی با نفس تار

من پنجره را پلک زدم تا تو بیایی
شاید که دری باز شود در دل دیوار

ای دورترین بغض زمین ، مرز نفس گیر
نزدیک تر از من به خودم ...وعده ی دیدار

غوغای غریبی ست میان من و این آه
ما هر دو شکستیم در این حادثه بسیار

باید بروم سمت غروبی که تو رفتی
یک صبح به تو ختم نشد باز هم انگار

من روسری ات را به پر باد سپردم
افتاد به یادت گره بغض تو هر بار

محبوب من ای شعر غزل خیز دل انگیز
ای دوست ترین دوست ترین دوست ترین یار..
دیدگاه ها (۱)

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد؛او نشان کرده ی اینجاست ، ح...

ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش ترساقی اگر تو باشی ، حالم...

می خواهم به گذشته ها زنگ بزنمبه آن روزهابه دل های بزرگبه محل...

ز عقل اندیشه‌ها زاید که مردم را بفرسایدگرت آسودگی باید برو ع...

هی یویچیرو......تولدت مبارک.....:)))))ای عشق جاودان من....!ت...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.4کوک:همین الان*بلندا.ت:باشهو رفت ب...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part29آروم چشاشو باز کردمنو که دید محکم بغلم ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

پارت دهم نامجون کلافه و از خجالت داغ‌شده، هر دو دستشو کشید ر...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 128・⁠]⁠ᕗبغض کردم.خودمو بیشتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط