{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من پسری ...

من پسری ...
من یه روزی پسری بودم که از ته دل میخندیدم
من یه روز آروم ترین اعصاب دنیا رو داشتم
اکنون بی آنکه شاد باشم نفس میکشم
بی آن که شاد باشم زیر بارن قدم میزنم
بی آنکه شاد باشم زندگی میکنم
دیگران از کنارم عبور میکنند،سرد و سنگین.
بی آنکه نامم را به یاد بیاورند
جوری عبور میکنن که انگار نیستم
حرفی نیست فقط خسته ام...
من پسری هستم که با تمام توان با سرنوشت میجنگد...
وچه جنگ نابرابری!!!!
من خسته ام...
دیدگاه ها (۱)

Destiny part 14

part : 52chapter : 2من و ویلی کنار هم نشستیم و سه خانم رو به...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۱صدای بیرون کمتر شد...

من یه روزی دختری بودم که از ته دل میخندیدم من یه روز آروم ت...

مـن یـه روزی دختـری بـودم کـه از تـه دل میخنـدیـدم...!مـن یـ...

من یه روزی یه دختری بودم که از ته دل ⬅⬅⬅میخندیدممن یه روز آر...

من یه روزی دختری بودم که از ته دل میخنـدیـدم!من یه روز آرومت...

مـــــن یه روزی کسی بودم که ..از ته دل میخندیدم..!!آروم ترین...

مـــــن یه روزی کسی بودم که ..از ته دل میخندیدم..!!آروم ترین...

مـــــن یه روزی کسی بودم که ..از ته دل میخندیدم..!!آروم ترین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط