{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«آر پی جی زن تانک را زد ، تانک هم سر او را با گلوله مستقی

«آر پی جی زن تانک را زد ، تانک هم سر او را با گلوله مستقیم زد.بدنش که بی سر می دوید ، یکی از بچه ها فیلم برداری کرد.بعدها مادر شهید شنیده بود از بچه اش توی آن وضعیت فیلم گرفته اند.اصرار می کرد می خواهم فیلم را ببینم .سپرده بودم نگذارند. خیلی اصرار کرده بود و بچه ها هم کوتاه آمده بودند. برده بودنش تبلیغات لشکر وفیلم را برایش پخش کرده بودند ؛ نه یک بار که چند بار .بچه ها می گفتند دفعه آخر وقتی دوربین روی رگ های شهید زوم کرد، مادرش رفت جلوی تلویزیون واز روی صفحه ی تلویزیون رگ های بریده ی شهیدش را بوسید وگفت حالا حضرت زینب را درک می کنم.»

شهید یک بار شهید می شود اما مادران شهدا هر روز .....
وفات حضرت ام البنیین تسلیت باد.
دیدگاه ها (۲)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۹ | «نقشه‌ی جدید» 😂 جیا و ...

پارت پنجم حرف‌های تهیونگ مثل آب رو آتش بود، ا...

...پارت اول...

داستان

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۵._ حالا با یه بچه،...

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

معامله p30آن روز، بالاخره صبر تهیونگ تمام شد.در اتاق با صدای...

دختر و پارتی

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

پارت سه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط