{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادی

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادی
که روزی چشمهایم را،به دنیایی نمیدادی

سلام ای رفته از دستی،که میدانم نمی آیی
و میدانم برای من،امیدی رفته بر بادی

به خاطر داریَم آیا؟!به خاطر دارمت آری!
سلام ای باور پاکی،که از چشمم نیفتادی

قلم آبستنِ بغضی،که میپیچد به خود هرشب
و میزاید تو را با درد،شبیهِ حس ِ میلادی

اسیر عشق من بودی،زمانی...لحظه ای...روزی
رهایت کردم و گفتم:پرستویم تو آزادی!

نوشتی:بی تو میمیرم،خرابت میشوم عمری
کنون فردای دیروز است،ببین حالا چه آبادی!!
دیدگاه ها (۳)

مرا با سوز جان بگذار و بگذر اسیر و ناتوان بگذار و بگذر چو ...

گرنه عشق او قضای آسمانستی مرا از بلای عشق او روزی امانستی مر...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

ســلام ای عشق دیروزی،مــنم آن رفته از یادیکه روزی چشمهــایم ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی ، منم آن رفته از یادی ،که روزی چشمهایم را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط