{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادی

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادی
که روزی چشمهایم را،به دنیایی نمیدادی

سلام ای رفته از دستی،که میدانم نمی آیی
و میدانم برای من،امیدی رفته بر بادی

به خاطر داریَم آیا؟!به خاطر دارمت آری!
سلام ای باور پاکی،که از چشمم نیفتادی

اسیر عشق من بودی،زمانی...لحظه ای...روزی
رهایت کردم و گفتم:پرستویم تو آزادی!

نوشتی:بی تو میمیرم،خرابت میشوم عمری
کنون فردای دیروز است،ببین حالا چه آبادی!!
دیدگاه ها (۵)

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نک...

روی پیشانی بختم خط به خط چین دیده امبس که خود را در دل آیینه...

باید امشب لبِ من با لبِ تو جور شودتا خدا نیز به فکر افتد و م...

بگذار دلتنگت شوم گاه به گاهی بگذار از یادت بسازم تکیه گاهیبگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط