به دخترش میگفت:

به دخترش میگفت:

وقتی گره‌های بزرگ به کارتون افتاد، از خانوم فاطمه زهرا(س) کمک بخواید.

گره های کوچیک رو هم، از شهدا بخواید براتون باز کنند.

#سردارشهید‌حاج‌حسین‌همدانی

تصویری زیبا از شهید همدانی و همسرش
دیدگاه ها (۲)

📷🖤 یک قاب ماندگار از مردانی که نامشان با ایثار، شجاعت و وفاد...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

𝖕𝖆𝖗𝖙1پادشاهی سلستیا، سرزمینی که اقیانوس‌ها آن را در آغوش گرف...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

قورباغه هایی که مامور خدا بودند!

📖 پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به نخبگان و مدال‌آوران علمی و ...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط