{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آن #نفس که بمیرم در #آرزو ی تو باشم

در آن #نفس که بمیرم در #آرزو ی تو باشم
بدان #امید دهم #جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح #قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم

به مجمعی که درآیند #شاهد ان دو #عالم
نظر به سوی تو دارم #غلام روی تو باشم

به #خوابگاه عدم گر هزار سال بخُسبم
ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم

#حدیث #روضه نگویم گل بهشت نبویم
جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم

می #بهشت ننوشم ز دست #ساقی #رضوان
مرا به باده چه حاجت که #مست روی تو باشم

هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن
و گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم

#سعدی
#بوستان

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی
#سرای_فارسی
#آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک
#حکایت #شعر_آیینی
#بوستان #گلستان
دیدگاه ها (۱)

#رفــــیــــق …مـبـادا “گـرفـتـه” بـاشـی;کــه شـهـری را بـه ...

#لب_تشنه ها ما بین دو #دریا ... سه نقطهسرهایشان از تن جدا ام...

هم دانهٔ #امید به خرمن ماندهم باغ و سرای بی تو و من ماندسیم ...

#شباب عمر عجب با شتاب می‌گذردبدین شتاب #خدایا شباب می‌گذردشب...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

ترا چون من فراوانند - مرا چون تو کجا باشد

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

ما به سوی چشمه از این خشک‌سالی می‌رویمبا گلوی تشنه و با مشک ...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

حکایتی از گلستان سعدی به مناسبت #روز_طبیبیکی از ملوکِ عَجَم ...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

🌱 به رسم کرام ‌| «در التجاء به صدرنشین سریر رضا حضرت علی بن ...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط