بی تو جهان بلکه جان را چه کنم

بی تو جهان بلکه جان را چه کنم
بی تو یک غریبه ام من آشنا را چه کنم
داغ جنون عشق ات ریشه کرد بر جیگر
سینه بنالت ز از این غم غم❤️‍🔥
دیدگاه ها (۱)

هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نمانددلتان به چرخ پَرَّد،...

Attar#050622

برای دلشکسته ها توصیه نمیشود

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

غمِ تو هرگز سرد نمى‌شود؛ همچون شعله‌اى که در جانِ زمان زنده ...

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

گفت نمیبینم درد بکشی و من درد رو این‌جوری توصیف کردم:سنگینی ...

تانام تو را در دفتر سینه رقم خوردعشق تو پدید آمد و این قصّه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط