{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در روزگاری که علی بر مرده جان می داد

در روزگاری که علی بر مرده جان می داد
مریم به گهواره مسیحا را تکان می داد

در بین آغوش علی خورشید می خوابید
مهتاب را هر شب به دست آسمان می داد

تا پلک می زد صد غزل، صد مثنوی می ریخت
با چشم خود مضمون به دست شاعران می داد

"در نجف" از عرش روی خاک می بارید
وقتی علی خاک عبایش را تکان می داد

با تیغ، زیبایی رزمش بیشتر می شد
بس بود لشکر را اگر ابرو نشان می داد

دشمن اگر جایی به روی خاک می افتاد
تا این که برخیزد ز خاک او را زمان می داد

از دشمنان در سلب هر فردی اگر می دید
بوده محب مجتبی بر او امان می داد
.
روز دوشنبه، مجتبی، کوچه و اما بعد
دستی بهارش را به سرمای خزان می داد

آن خنده های کودکی جای خودش را به
موی سپید و گریه و لکنت زبان می داد...
دیدگاه ها (۴)

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است دیگر بخواب نیمه ای از شب ...

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته استدیگر بخواب نیمه ای از شب گ...

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته استدیگر بخواب نیمه ای از شب گ...

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته استدیگر بخواب نیمه ای از شب گ...

بس کن رباب سر به سر غم گذاشتیاصلا خیال کن علی اصغر نداشتیبس ...

#یا_حسین #عزاداری..بس کن رباب نیمه‌ای از شب گذشته استدیگر بخ...

گذشته نیمه ای از شب، دریغارسیده جانِ شب بر لب، دریغاچراغ خان...

گذشته نیمه ای از شب، دریغارسیده جانِ شب بر لب، دریغاچراغ خان...

روز هفتم محرم در کربلا آب بسته شد!!!!!!!!!!!! رباب خسته شد!!...

همین ساعتهاست که حضرت زینب سلام الله علیه خطاب به حضرت رباب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط